مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧١
انحراف آنها است: «همهملت موظف هستند كه نظارت كنند. بر اين امور، نظارت كنند، اگر من يك پايم را كج گذاشتم ملت موظف است بگويد پايت را كج گذاشتى، خودت را حفظ كن. مسأله، مسأله مهمى است.»[١]
بنابراين در ارتباط با نظام مردمسالارى دينى مىتوان دو شاخص و مؤلفه ديگر را در پاسخ به پرسش چگونه حكومت كردن ذكر كرد: يكى حكومت بر اساس قانون الهى اسلام و ديگرى اصل نظارت و كنترل عمومى مردم و جامعه.
پ- چه كسانى حكومت مىكنند؟
مسأله اساسى ديگر در مقام تحقق و عمل مردمسالارى دينى پرسش از شرايط و ويژگىهاى حاكمان و تصميمگيران است. چه كسانى حق دارند بر مردم حكومت كنند؟ آيا حاكمان در مردمسالارى دينى مىبايست ويژگىهاى خاصى داشته باشند يا در اين نظام سياسى مانند ديگر حكومتها عمل مىشود و تفاوتى در اين زمينه ميان آنها ندارد.
به نظر مىرسد هم بر اساس شاخصهاى پايه و هم بر اساس اهداف غايى و شكلى شريعت (تحقق خواست شارع بدون اجبار و زور)[٢] مىتوان دو ويژگى اصلى براى تصدّى امر جامعه اسلامى در مردمسالارى دينى در نظر گرفت: يكى آگاهى و اعتقاد و التزام عملى به ارزشهاى دينى و اسلامى (علم به قانون و عدالت) و ديگرى منتخب مردم بودن.
علم به قانون و عدالت: در نظام مردمسالارى دينى، مجريان و حاكمان مسئول تحقق دين در جامعه هستند. از اين رو ضرورى و بديهى است، كسانى كه مىخواهند ارزشهاى دينى و احكام اسلامى را پياده نمايند و در تصميمگيرىهاى خرد و كلان حكومت، بر اساس آن تصميمگيرى نمايند، هم بايد متناسب با جايگاه و وظيفه خود، از اسلام شناخت و آگاهى
[١] - صحيفه نور، ج ٧، ص ٣٣.
[٢] - ما راه را به انسان نشان داديم، خواه سپاسگذار باشد و خواه ناسپاس( انسان: ٧٦) و پس تذكر ده؛ كه تو فقط تذكردهندهاى؛ بر آنان تسلطى ندارى.( غاشيه: ٤٢).