مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩١
ليبرال دموكراسى نيز با قايل شدن به اباحىگرى معتقد است كه دموكراسى را ولو با توسل به شيوههاى زور و خشونت بايد استوار نگاه داشت و اين خود اجتماع نقيضين است و جاى شكى باقى نمىگذارد كه مقوله دموكراسى با تناقضهاى بسيارى روبهرو است و از مسير اصلى خود منحرف شده است. كارل پوپر مىنويسد: «در صورت لزوم و وجود تهديدات خطير، بايد دشمنان تساهل و هواداران خشونت را سركوب كرد.»[١]
مبحث هشتم- صورى بودن اصل تفكيك قوا در دموكراسى
منتقدان دموكراسى مدعى هستند كه اصل تفكيك قوا در عمل، دو معضل را براى دموكراسىهاى غربى پيش آورده است:
نخست آنكه؛ تقسيم كامل اين سه قوه از يكديگر عملًا امكانپذير نيست و در ساختار رژيمهايى كه گرايش به تفكيك كامل قواى سهگانه داشتهاند، اختلالات فراوانى بروز كرده است. همچنين به طريق اولى، ايجاد موازنه كامل بين سه قوه امكانپذير نيست و هميشه قدرت يكى از دو قوه مجريه و مقننه بر ديگرى مىچربد.
دوم آنكه؛ با وجود احزاب سياسى و مسأله اكثريت، چگونه مىتوان قواى سهگانه را كه همه در دست حزب حاكم قرار مىگيرند، از هم منفك دانست؟
مبحث نهم- امكان خطا و عدم صلاحيت اكثريت در تصميمگيرىهاى سياسى
برخى بر اين باورند خردههايى كه نقادان امروز به دموكراسى گرفتهاند از يكى بيشتر نيست و آن انتقاد از «قانون اكثريت» است. اينكه هر كس با رأى برابر در امور دولت شركت كند كار درستى به نظر مىآيد اما همين كار مىتواند خطرناك هم جلوه كند، زيرا صلاحيت همه برابر نيست. به بيان سادهتر، اين درست همان مخمصهاى است كه همه دموكراسىها گرفتار آن هستند. نتيجه مستقيم امر رأىگيرى، در واقع به منزله اخذ تصميم توسط اكثريت
[١] - بشيريه، حسين،« انديشه هاى ليبرال دموكراتيك، ليبراليسم كارل پوپر»، اطلاعات سياسى- اقتصادى، شماره ١٠٢- ١٠١، بهمن و اسفند ٧٤، ص ١٤