مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٠
يعنى عدم دخالت و مشاركت مردم در سرنوشت جامعه، پاسخگو نبودن مسئولان در برابر مردم و عدم امنيت مردم هنگام بيان مطالبات قانونىشان.
بارزترين عاملى كه مستقيماً مردمسالارى را نفى مىكند، استبداد است، زيرا استبداد به اعمال اراده فردى و گروهى و سركوب اراده عمومى و به عبارتى نظم ناعادلانه مىانجامد.
حضرت على (عليهالسلام) در نامهها و خطبههاى خود دورى از استبداد را به كارگزارانش يادآورى مىكنند و اين پديده را سبب سقوط و هلاكت مردم و جوامع مىدانند:
«مَنْ اسْتَبدّ بِرَأيِهِ هَلَكَ ...[١] هركس خودرأى شد به هلاكت رسيد».
حضرت (عليهالسلام) خطاب به أشْعَثِ بْنِ قِيسْ عامل آذربايجان مىفرمايد:
«وَ إنَّ عَمَلَكَ لَيْسَ لكَ بِطُعْمَةٍ و لكنُّه في عُنُقِكَ امَانَهٌ و انْتَ مُسْتَرعيً لِمَنْ فَوْقَكَ ليسَ لكَ انْ تَفْتَاْتَ في رَعِيَّةٍ و لاتُخاطِر الّا بِوثيقَهٍ ...؛ همانا پست فرماندارى براى تو وسيله آب و نان نيست بلكه امانتى در گردن توست. بايد از فرمانده و امام خود اطاعت كنى و حق ندارى نسبت به رعيت استبداد ورزى و بدون دستور به كار مهمى اقدام نمايى.»[٢]
و در خطبه (٣٠) در ارتباط با قتل عثمان مىفرمايد:
«و أنَا جامِعٌ لَكُم امْرَهُ، إِسْتَاْثَرَفَأَسَاءَ الْاثَرَةَ و جَزِعْتُمْ فَأَسَاْتُمْ الجَزَعَ وَ لِلّهِ حُكمٌ واقعٌ في المُسْتَاْثِرِ و الجازِعِ؛ من جريان عثمان را برايتان خلاصه مىكنم: [عثمان] استبداد و خودكامگى پيشهكرد و شما بيتابى كرديد و از حد گذرانديد و خدا در خودكامگى و ستمكارى و در بىتابى و تندرويى حكمى دارد كه تحقق خواهد يافت».
امام على (عليهالسلام) در واقع علت قتل عثمان را خودكامگى و استبداد او مىداند كه باعث طغيان و آشوب مردم شد و مردم او را كشتند. دوران حكومت حضرت على (عليهالسلام) در عين كوتاهى و با همه فراز و نشيبهاى فراوان، دورانى نمونه و الگو براى همگان است. سيره قولى و عملى حضرت در دوران حكومت خويش، سرمايهاى گرانقدر براى ماست تا با توجه به اين رفتار بتوانيم، راه خود را بازيابيم. چنانچه بيان شد ايشان استبداد رأى را عامل
[١] - نهجالبلاغه: حكمت ١٦١.
[٢] - همان: نامه ٥.