مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢١
تراوشهاى اشاره گونه وى در باره دموكراسى نمىتوان گذشت.[١] شايد بيشترين مباحث مربوط به دموكراسى وى در كتاب قدرت آمده است. راسل برخلاف هانتينگتون، معتقد است در مقام تزاحم اخلاق و برقرارى دموكراسى، نمىبايد به روشهاى غيراخلاقى و شيوههاى خشونتبار روى آورد. حتى در حفظ دموكراسى نيز بر اين باور است كه اگر راه انحصارى حفظ دموكراسى در خفه كردن كودكان در اتاق گاز يا كارهاى خشونتبارى از اين قبيل باشد، اين دموكراسى پذيرفتنى نيست.[٢]
راسل دموكراسى را به اعتبارات مختلف تقسيم بندى كرده است. در يك معنا راسل دموكراسى را به دموكراسى حقيقى و غيرحقيقى تقسيم مىكند و ملاك اين تقسيمبندى و مهمترين شاخصه حقيقى بودن دموكراسى از نظر وى، احساس قدرت قوى رأى دهندگان است كه براين اساس از حق رأى خود استفاده كنند؛ از سوى ديگر، وقتى احساس قدرت رأى دهندگان آن قدر ضعيف باشد كه غالباً لازم نبينند از حق رأى خود استفاده كنند يا هنگام رأى دادن مجبور باشند به يكى از دو تن نامزد انتخاباتى كه مورد علاقهشان نيستند رأى بدهند، دموكراسى غيرحقيقى شكل مىگيرد.[٣]
راسل با ذهنيت معطوف به شرايط پيرامونى خويش و مشخصاً حكومتهاى ناپلئون و هيتلر، تقسيم ديگرى را از دموكراسى بيان مىدارد: دموكراسى استوار و دموكراسى نااستوار (ناپايدار). دموكراسى نااستوار، دموكراسىاى است تازه و نوظهور كه از خشم مردم بر ضد صاحبان پيشين قدرت سرچشمه مىگيرد. به نظر راسل اين دموكراسى زمانى كه تازه است، استوار نيست. از نظر وى مردمانى كه خود را دشمن سلطنت يا اليگارشى پيشين معرفى مىكنند، ممكن است خودشان نظام سلطنتى يا اليگارشى تازهاى را بنا كنند؛ از اين رو دموكراسى فقط در جايى كه دوام كافى داشته و سنت شده باشد، امكان ثبات
[١] - ر. ك: برتراند راسل، اخلاق و سياست در جامعه، ترجمه محمود حيدريان( بىجا: بىنا، ١٣٤٩) ترجمه از متن انگليسى ١٩٥٤).
[٢] - برتراند راسل، قدرت، ترجمه نجف دريابندرى( تهران: خوارزمى، چاپ سوم، ١٣٧١)، ص ٣٠١.
[٣] - همان، ص ٢٤٣.