مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٥
علمى فراوانى صورت گرفته و برخى معتقد به تفاوتهاى ظريف و مهمى در اين مفاهيم هستند.[١]
به هر حال بحث حاكميت مردم به نوعى از مباحث مستحدثه براى مسلمانان محسوب مىشود. به طور كلى همه مسلمانان معتقد به حاكميت مطلق خداوند بر نظام هستى هستند كه شامل حاكميت تكوينى بر همه عرصههاى هستى و آفرينش انسان مىشود. همچنين در مورد اعمال حاكميت تشريعى كه در قانونگذارى الهى تجلى پيدا مىكند، اختلافى ميان مسلمانان نيست و همه معتقدند كه رعايت قوانين و اوامر الهى ضرورى است. با اين حال نبايد فراموش كرد كه خدا انسان را آزاد و حاكم بر سرنوشت خويش آفريده و آن را خليفه خدا بر روى زمين قرار داده است. به اين ترتيب هر چند مسلمانان از ابتدا و در همه حالت حاكميت را بالاصاله از آن خداوند مىدانند، ولى حاكميت ملى را در طول حاكميت مطلق خدا مىپذيرند.
در جمهورى اسلامى ايران، بحث حاكميت ملى در زمان تدوين قانون اساسى مطرح شد و بحثهاى جالبى در زمينه چگونگى قرار گرفتن اين طرح در كنار مسأله حاكميت الهى و اصل ولايت فقيه مطرح شد.[٢] و سرانجام استدلال موافقان اين اصل پذيرفته شد كه اصل حاكميت ملى در طول حاكميت مطلق خدا و اصل ولايت فقيه است. به همين خاطر در اصل ٦ قانون اساسى جمهورى اسلامى آمده است: «در جمهورى اسلامى ايران امور كشور بايد به اتكاء آراى عمومى اداره شود، از راه انتخابات، انتخابات رئيس جمهور، نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، اعضاى شوراها و نظائر اينها» و در اصل ٥٦ تأكيد شده است: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آن خداست و هم او، انسان را بر سرنوشت اجتماعى خويش حاكم ساخته است. هيچكس نمىتواند اين حق الهى را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهى خاص قرار دهد».
مشاركت و رضايت عمومى: افزون بر اصل حاكميت ملى، امروزه مشاركت و رضايت
[١] - اسماعيلى، ١٣٨٥، صص ٩٦- ٩٤.
[٢] - همان، صص ١٢٠- ١٠٩.