مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٦
عقل توانايى حل معضلات فكرى و اجتماعى را دارد و نيازى به وحى و دين ندارد. اومانيسم در مجموع انسان محورى را در سازمان زندگى سياسى و اجتماعى جانشين خدامحورى دوره سدههاى ميانه كرد.
ب/ ١- ٢. سكولاريسم؛ واژه سكولار
secular
از اصطلاح لاتينىsaeculum ياsaecularum به معناى قرن و سده گرفته شده و به زمان حاضر و اتفاقات اين جهان در مقابل ابديت اشاره دارد. نخستين كاربردهاى اين واژه در اواخر قرن سوم، براى توصيف آن دسته از روحانيونى به كار مىرفت كه گوشهنشينى رهبانى را به سمت زندگى در دنيا ترك گفتند. در كليسا در سدههاى ميانه روحانيون به دو دسته تقسيم مىشدند: دنيوى (سكولار) و منظم. روحانيون دسته اول چون «در دنيا» خدمت مىكردند، و نه در صومعهها، و آيينهاى مقدس را اداره مىكردند و تشكيلات كليسا را مىگردانند و به زندگى مردم نظم و ترتيب مىدادند به اين نام ناميده مىشدند.[١]
تعبير سكولاريزاسيون در زبانهاى اروپايى نخستين بار در معاهده سال ١٦٤٨- وستفالى به كار رفت و مقصود از آن، توضيح و توصيف انتقال سرزمينهايى به زير سلطه اقتدارات سياسى غيرروحانى بود كه پيشتر، تحت نظارت كليسا قرار داشت. بعدها تعبير سكولاريزاسيون به معناى متفاوت- گرچه مرتبط با مفهوم اوليه- به معاف و مرخص كردن روحانيون از قيد عهد و پيمانشان اطلاق شد. جامعهشناسان از اين اصطلاح براى نشان دادن مجموعهاى از جريانات استفاده مىكنند كه طى آن عنان كنترل محيط اجتماعى، زمان، امكانات، منابع و افراد از كف مقامات دينى خارج شده، روشها و رويههاى تجربى مشربانه و غايات و اهداف اين جهانى به جاى شعاير و نحوه عملهاى نمادينى نشسته است كه معطوف به غايات آن جهانى يا مافوق طبيعىاند.[٢] سكولاريزاسيون مبتنى بر فرهنگ و
[١] - لوكاس، هنرى، تاريخ تمدن، ج ١، عبدالحسين آذرنگ، تهران، انتشارات كيهان، ١٣٦٦، ص ٤٩٨، به نقل از فرهنگ و انديشه، سال چهارم، بهار ١٣٨٤، ص ١٢٧.
[٢] - ر. ويلسون، جدا انگارى دين و دنيا، ترجمه مرتضى اسعدى، فرهنگ و دين، برگزيده مقالات دائره المعارف دين، ج ١، تهران، طرح نو، ١٣٧٤، ص ١٢٤، به نقل از: فرهنگ انديشه، سال چهارم، بهار ١٣٨٤، ص ١٢٨.