مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٢
چه در مقام نظريهپردازى و چه در مقام عمل امام خمينى (ره) نشان دادند كه الگويى جديد و با ويژگىهاى خاص مطرح نمودهاند. در بحث از جايگاه مردم در الگوى حكومت دينى از ديگر مباحثى است كه امام خمينى بر آن تأكيد دارد.
ايشان در جاى ديگر فرمودند: «حكومت جمهورى اسلامى مورد نظر ما از رويه پيامبر اكرم (صليالله و عليهو آله) و امام على (عليهالسلام) الهام خواهد گرفت و متكى به آراى عمومى ملت خواهد بود و شكل حكومت با مراجعه به آراى ملت تعيين خواهد گرديد».[١]
در واقع ادعاى صاحبنظران آشنا با انديشه امام خمينى (ره) آن است كه ايشان با برپايى نظام جمهورى اسلامى طرح ابتكارى ارائه كردند كه نه تنها در جهان اسلام بلكه در دنيا نيز سابقهاى نداشت و جايگاه و نقشى كه مردم در اين نظام دارند نيز بىسابقه است.
در نظام جمهورى اسلامى علاوه بر نقش دين و جايگاه مردم بسيار مشخص است. سخنان مكرر امام بر لزوم حضور مردم حاكى از اعتقاد عميق به حق اساسى مردم در حكومت اسلامى است.
«از حقوق اوليه هر ملتى است كه بايد سرنوشت و تعيين شكل و نوع حكومت خود را در دست داشته باشد. طبيعى است كه چون ملت ايران بيش از نود درصد مسلمانند بايد اين نوع حكومت بر پايه موازين و قاعده اسلامى بنا شود.»[٢]
ب) ديدگاه اهل سنت:
در مقابل نظريه حكومت اسلامى كه مبناى مردمسالارى دينى در نظام جمهورى اسلامى ايران است، اهل سنت نظريه و الگويى عملى در باب مردمسالارى و يا حكومت اسلامى تاكنون ارائه نكرده است و حداكثر بحث سياستمدار دينى و ديندار سياستمدار است. اهل سنت برخلاف نظريه امامت شيعه و نظريه نصب الهى فقها معتقدند كه پس از پيامبر (صليالله و عليهو آله) امر حكومت كلًا به اختيار و انتخاب امت سپرده شده است و منابع گوناگون
[١] - عنايت، حميد، انديشه سياسى در اسلام معاصر، بهاالدين خرمشاهى، تهران، خوارزمى، ١٣٧٢، ص
[٢] - عسكر قهرمانپور، پديده هاى فراملى، مركز تحقيقات دانشگاه امام صادق( ع) ١٣٨٥، صص ١٣- ١٢.