مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٦
دموكراسى مستقيم نيز مردم به وسيله تصميمگيرى در زمينه موضوعات مربوط به خود وارد مىشوند، اما اين بار رأى گيرى در پاسخ به پرسشى ويژه و معين كه براى آنان قرار داده شده است اغلب به صورت همهپرسى نمود پيدا مىكند. نوع سوم، دموكراسى نمايندگى است كه به باور كت، اين نوع مأنوسترين و آشناترين شكل از ميان ديگر مدلهاى دموكراسى است و در آن گروهى از نخبگان انتخاب مىشوند. وظيفه تصميمگيرى در زمينه امور مردم به اين گروه واگذار شده است.[١]
نكته قابل ذكر در تقسيمبندى كت اين است كه وى دموكراسى مشاركتى را در تعريف خود، تقسيم دموكراسى ليبرال يا نمايندگى قرار مىدهد. حال آنكه در ديگر تقسيمبندىهاى شايع، دموكراسى مشاركتى، خود يكى از اقسام دموكراسى ليبرال است.
٨. يورگن هابرماس
هابرماس در كتاب نظريه كنش ارتباطى دموكراسى را در قالب دو قسم مدلهاى هنجارى و مدلهاى تجربهگرايانه تقسيمبندى كرده است.[٢] وى معتقد است در بازشناسى مدلهاى تجربهگرا مىبينيم كه آنها هيچ راهى براى پاسخ به اين پرسش كه چگونه مىتوان بين هنجار و واقعيت ارتباط برقرار كرد؟ پيش روى ما قرار نمىدهند. اين در حالى است كه از اين سو مفاهيم انتزاعى و مجازى مدلهاى هنجارى دموكراسى در چالش با تحليلهاى توانمند اجتماعى قرار مىگيرند.[٣] هابرماس ضمن آن كه دموكراسى را نظامى از حقوق مىداند كه در آن حق مشاركت براى هر فرد در فرايند قانونگذارى تضمين مىشود، از ميان دو دسته از دموكراسىهاى ياد شده «دموكراسى مشورتگر» را بهترين راه حل ممكن، براى مصالحه ميان واقعيت و ارزش و يا به تعبيرى ميان اخلاق گفتمان و واقعيت سياسى مىداند.
[١]
. Helena Catt, Democracy in practice,) Routedge, U. S. A and Canada, ٩٩٩١(, PP. ٢١- ٣١.
[٢]
. Jurgen Habermas, Between Facts and Norms,) Polity press U. K. ٢ nd print, ٦٩٩١(, PP. ٩٨٢- ٨٢٣.
[٣] -Ibid ,P .٦٩٢ .