مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٤٢
غرب قرار دارد، پرسشها و مباحث بسيارى را در پى داشته است. در مرحله اول بسيارى از انديشمندان سكولار غربى و مقلدان و پيروان آنها، جمع مردمسالارى و اصول دينى را غير ممكن مىدانستند. اما گذر زمان نشان داد كه نه تنها برپايى چنين نظامى امكانپذير است، بلكه مىتواند امتيازات و برترىهاى بسيارى بر مدلهاى مردمسالارى سكولار داشته باشد. در يك دهه اخير محققان تلاشهاى مناسبى براى معرفى اين نوع از مردمسالارى و مقايسه آن با انواع مردمسالارى غيردينى آغاز كردهاند.
در اين مقاله برآنيم تا بر پايه مطالعات انجام شده، مهمترين تفاوتهاى مبانى نظرى مدل مردمسالارى دينى و مدلى از مردمسالارى سكولار را نشان دهيم. در واقع سؤال اصلى ما چنين است: مهمترين تفاوتهاى مدل مردمسالارى دينى و مدل مردمسالارى سكولار از حيث مبانى نظرى كدامند؟
البته براى پاسخ به اين پرسش اصلى، بايد به پرسشهاى فرعى ديگرى پاسخ داد. پرسشهايى از قبيل اينكه مردمسالارى چيست؟ تاريخچه و انواع آن كداماند؟ مبانى نظرى مردمسالارى چيست؟ مردمسالارى از چه زمانى وارد دنياى اسلام شده است؟ مبانى نظرى مردمسالارى در دنياى اسلام كدام است و بالاخره اختلافات و تشابهات مبانى نظرى اين دو مدل كداماند؟
قبل از آغاز بحث توضيح دو نكته ضرورى است: اول اينكه منظور از مبانى نظرى در اين مقاله، مهمترين اصول اساسى
( Fundamental Principles )
انواع نظامهاى مردمسالار در عصر حاضر است. اين اصول به تدريج و طى چند قرن بر اثر تحولات ايجاد شده در انديشههاى سياسى مدرن، به عنوان اصول نظرى هر نوع نظام مردمسالار پذيرفته شدهاند و بايد اذعان كرد كه در مورد محدوده و مصاديق دقيق آنها اختلافاتى ميان صاحبنظران وجود دارد. دوم اينكه استفاده از مفهوم «مدل» در اينجا با توجه به مزايا و معايب آن صورت مىگيرد. از نظر ما مهمترين مزيت استفاده از مفهوم مدل اين است كه براى مقايسه نظامهاى مردمسالار مىتوان از جزئيات و برخى تفاوتهاى غير اساسى صرفنظر كرد.[١] نمونههاى جالبى
[١] - ر. ك: كمالى، ١٣٨٣.