مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٤
دموكراسى مردمى شد. به باور جى، نويسندگان بسيارى دو مسير كاملًا متمايز را براى سنتهاى دموكراتيك تشخيص دادهاند: يكى، سنت انگليسى- امريكايى است كه سخت تحت تأثير قانون اساسى ليبرالى است و قايل به چندگانگى قدرت سياسى و وحدت در تنوع است و ديگرى، سنت انقلابى جمهورىخواه فرانسوى است كه در آن وحدت و يكدستى مردم در اعتقاد به جمهورى واحد و تقسيمناپذير تجلى داشته است.[١] چهار الگوى دموكراسى جى عبارتاند از:
الگوى شومپيترى كه با طرح رقابت جرگه سالارانه حزبى، معتقد است دموكراسى از اين جهت با ديگر نظامها تفاوت دارد كه در دموكراسى امكان فعاليت براى رقابت آزادانه انتخاباتى ميان حزبهاى سياسى جرگهسالار وجود دارد. شومپيتر معتقد بود سياستمداران مانند بازرگانان هستند آنها بر روى آرا معامله مىكنند تا در نهايت به حكومت برسند.
الگوى چندگانگى (تكثر) قدرت سياسى كه به باور ريچارد جى در فضاى سياسى باز، سيالو بىشكل امريكا ايجاد شد و بيشتر به گروههاى فشار و پيوندهاى ثانوى كه مىكوشيدند با فعاليت خود بر سياست تأثير بگذارند، توجه نشان مىداد. در اين الگو نيروها و گروههاى فشار به شهروندان فعال فرصتبيشترى براى مشاركت و تأثيرگذارى مىدهند.
الگوى كورپوراتيستى يا صنف گرايانه كه در آن به همكارى در روابط طبقاتى در جهت رسيدن به هدف مشترك براى رشد اقتصادى توجه مىشود.
الگوى دموكراسى اتحاد، كه در جستوجوى حكومتى با ثبات در جوامعى مىباشد كه دچار چند دستگى مذهبى، قومى يا ايدئولوژيكى هستند. در اين نوع دموكراسى نقش رهبرى نيرومند سياسى در نظارت بر دستههاى اجتماعى و همكارى نخبگان بسيار پراهميت است؛ رهبرىاى كه بتواند با اطمينان بخشى به سهم دارى منصفانه همه گروهها از منافع عمومى، آنها را در جهت رسيدن به يك ائتلاف بزرگ راهنمايى كند.[٢] نكته مهم اينكه در
[١] - يان مكنزى و ديگران، مقدمهاى بر ايدئولوژىهاى سياسى، ترجمه م. قائد( تهران: نشر مركز، ١٣٧٥)، ص ١٩٥- ١٩٦.
[٢] - همان، ص ٢٠٥- ٢٠٧.