مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٩
حاكميت يا آراى مردم از آن نام برده مىشود. با وجود تعاريف متعدد دموكراسى، در واقع مشاركت سياسى شهروندان براى اتخاذ تصميم، مفروض اساسى دموكراسى و تعريف آن است. ولى عمدتاً سه اصل آزادى، برابرى و مشاركت در اتخاذ تصميمهاى سياسى را به عنوان مبانى دموكراسى ذكر مىكنند و برخى هم اين اصول را شامل سه اصل: مشروعيت، برابرى و آزادى و تبعات آن مىدانند.
برخى با ديدگاهى گستردهتر اصول اساسى دموكراسى را اين گونه تعبير كردهاند: «نشأت گرفتن قدرت و قانون از اراده مردم، آزادى افكار عمومى و اتكاى حكومت به آن، وجود مكانيسمهاى مشخص براى ابراز افكار عمومى از جمله احزاب سياسى، اصل حكومت اكثريت عددى در مسائل مورد اختلاف در افكار عمومى مشروط به وجود تساهل و مدارى سياسى، محدود بودن اعمال قدرت حكومتى به رعايت حقوق و آزادىهاى فردى و گروهى، تكثر و تعدد گروهها و منافع و ارزشهاى اجتماعى، امكان بحث و گفتگوى عمومى و مبادله آزاد افكار درباره مسائل سياسى، قوت جامعه مدنى، اصل نسبيت اخلاقى و ارزشى، تساهل نسبت به عقايد مختلف و مخالف، برابرى سياسى گروههاى اجتماعى از لحاظ دسترسى به قدرت، امكان تبديل اقليتهاى فكرى به اكثريت با تبليغ نظرات گروهى، استقلال قوه قضاييه در راستاى تأمين و تضمين آزادىهاى مدنى افراد و گروهها، تفكيك قوا يا استقلال حداقل سه قوه از يكديگر و امكان ابراز مخالفت سازمان يافته و وجود اپوزيسيون قانونى.»[١]
البته پيچيدگى، گستردگى و مبهم بودن معناى دقيق دموكراسى و اصول آن مشكلاتى را نيز در تعيين انواع آن ايجاد نموده و باعث تقسيمبندىهاى متفاوتى از اين اصطلاح شده است.
مبحث دوم- مفهوم ليبراليسم
ليبراليسم يا فلسفه آزادىخواهى با عناصر و ويژگىهاى فكرى خويش، مهمترين مفهوم
[١] - بشيريه، حسين، تاريخ انديشهها و جنبشهاى قرن بيستم، انديشههاى ليبرال دموكراتيك، اطلاعات سياسى و اقتصادى، مرداد و شهريور ٧٤، شمارههاى ٩٦- ٩٥، ص ٤١.