مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٤
درك و استنباط كتاب مقدس، در واقع سنگ بناى برابرى مطلق انسانها و انديشهگرايى را بنا نهاد.[١] در اين زمينه جديد، متفكران مختلفى پا به ميدان گذاشتند؛ از جمله اصحاب قرارداد مانند جان لاك كه با طرح انديشه قرارداد اجتماعى، بر اهميت و تعيينكنندگى آزادى و خردمندى و حقوق ذاتى فرد در نحوه انتخاب شيوه زندگى و ايجاد نهادهاى اجتماعى و تحديد قدرت سياسى تأكيد نمودند. بهطور كلّى در ليبراليسم اعتقاد به اين است كه هدف سياست حفظ حقوق فردى و به حداكثر رساندن آزادى انتخاب است.[٢]
از ديدگاه فلسفه سياسى، ليبراليسم در معناى وسيع آن، فلسفه افزايش آزادى فردى در جامعه تا حد ممكن بوده است؛ و دشمن اصلى آن تمركز قدرت است كه بيشترين آسيب را به آزادى فردى مىرساند. از ديدگاه ليبرالى، فرد بر جامعه و مصلحت فردى بر مصلحت اجتماعى اولويت دارد. در حقيقت، ليبراليسم نه تنها ايدئولوژى سياسى بلكه نوعى راه زندگى است. به اين معنا، ليبراليسم از آغاز همزاد و همراه سكولاريسم (جداانگارى دين از دولت)، مدرنيسم يا سنت ستيزى، فلسفه اختيار يا جبرستيزى، بازار آزاد، رقابت كامل، فردگرايى، مشاركت سياسى، نظام نمايندگى، عقلگرايى، ترقىخواهى و علمخواهى بوده است. تأكيد بنيادى ليبراليسم بر حفظ تنوع در همه حوزههاى زندگى است. از همينرو ليبراليسم ضد وحدتگرايى، تمركزگرايى، انحصارگرايى و اقتدارگرايى است. در ليبراليسم فرد و غايات او اصل و نهادهاى اجتماعى از جمله دولت وسايل تأمين آنها است. از ديدگاه ليبرالى قدرت خالى از هرگونه ويژگى مقدس و احترام برانگيز است. به همين جهت ليبراليسم با اشكال سنتى قدرت ضديت خاصى دارد؛ و به ويژه با هرگونه نخبهگرايى (مبتنى بر حسب و نسب، مذهب، اشرافيت فكرى و غيره) مخالفت مىورزد؛ و از بسط حيطه اختيار و انتخاب فرد تا حد ممكن دفاع مىكند. ليبراليسم با هرگونه سنت دست و پاگير كه اختيار و قدرت بازانديشى فرد را محدود كند مخالف است.[٣]
[١] - بارنزوبكر؛ تاريخ انديشههاى اجتماعى، ج اول، ترجمه جواد يوسفيان- علىاصغر حميدى، تهران، اميركبير، ١٣٤٠، ص ٣٧٢.
[٢] -Mclean ,Iain ,op .cit ,Page ٦٨٢ .
[٣] - بشيريه، حسين؛ ليبراليسم و محافظهكارى، ص ١٤.