مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٧
وظيفه اصلى سياستمدار، تشخيص موضوعات و وقوف بر رخدادهاى درونى و بيرونى كشور است كه به طور كلى از حوزه انديشه عقل نظرى بيرون است و امور مردم بايد از طريق مشاوره و رايزنى خود آنها با يكديگر حل و فصل شود، نه از طريق وحى و رسالت الهى.»[١]
ب) گرايش دينمدارانه: در اين تلقى و باور، دينغير از تنظيم مناسبات فردى و خصوصى افراد با خداوند، صاحب نوعى مرجعيت اجتماعى و سياسى مىشود؛ يعنى هم از آموزههايى براى شكل دادن به روابط اجتماعى و سياسى برخوردار است و هم مىتواند و كفايت لازم را براى به عهده گرفتن چنين كار ويژههايى دارد. در حالى كه يكى از دلايل طرفداران گرايش سكولار و مخالف مردمسالارى دينى، نبود دستور و يا آموزهاى از دين درباره سياست و اجتماع است، موافقان مردمسالارى دينى اعتقاد دارند كه سراسر دين سياست است. امام خمينى (ره) به عنوان دينشناس كمنظير و برجستهترين نظريهپرداز مردمسالارى دينى اين موضوع را چنين تبيين مىنمايد: «اسلام مكتبى است كه برخلاف مكتبهاى غير توحيدى در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخالت دارد.»[٢] و «... اسلام تمامش سياست است.»[٣]
جدايىناپديرى دين و سياست از ديدگاه امام خمينى (ره) يكى از مهمترين اصول و مبانى مهم انديشهايشان است و اين موضوع قابل تحليل و بررسى است. رويكرد امام به مردمسالارى دينى بر چنين نگرشى به مقوله دين استوار است. «اسلام دين سياست است، حكومت دارد.»[٤] ايشان با توجه به برقرارى رابطه ميان اسلام و مسيحيت از نگاه برخى سكولاريستها، به تبيين تفاوتهاى مابين اين دو مىپردازد و اعلام مىنمايد: «دين اسلام يك دين سياسى است كه همه چيزش سياست است، حتّى عبادتش»[٥] بيان مىدارد كه «من
[١] - حايرى يزدى، مهدى، حكمت وحكومت، لندن: انتشارات شادى، ١٩٩٥، ص ٨٢.
[٢] - صحيفه نور، ج ٢١، ص ١٦٥.
[٣] - همان، ج ١، ص ٦٥.
[٤] - كلمات قصار امام خمينى( ره)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار، ص ٦٢٩.
[٥] - همان، ص ٣٠.