مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢٠
انتخابات را خود تعيين كرده و خود پيش گرفتهاند. اگر چنين است پس كارگردانان انتخابات بيهوده و از روى جهل ميليونها دلار و ليره صرف تبليغات مىكنند و هزارانگونه ابتكار و تفنّن در اين راه نشان مىدهند![١]
٣- ٢- تأثيرگذارى ثروت بر آرا
در حكومت دموكراسى، ثروت از مطلوبيت خاصى برخوردار است و اين دموكراسىها از طبقات مالك جانبدارى مىكنند. از همينرو بيهوده نيست كه رئيسجمهور آمريكا يا فرانسه يا نخستوزير انگلستان در مبارزات انتخاباتى و در نطقهاى سياسى خود بيش از آنكه جانب توده مردم را بگيرد، با احتياط و وسواس و حتى با تملق و چاپلوسى مسائلى را مطرح مىكنند كه بانكداران، سرمايهداران بزرگ و حتى يهوديان و حتى صاحبان كابارهها و قمارخانهها و نژادپرستها را به رسالت سياسى خود معتقد سازند زيرا يك قاچاقچى يا گانگستر صد بار از يك نويسنده يا متفكر براى رئيسجمهور بيشتر رأى جمع مىكند، زيرا بيشتر رأى در اختيار دارد.[٢] در اين صورت آيا نبايد چنين دريافت كه چون مالكيت شرط آزادى شمرده مىشود پس فرد بىبهره از مالكيت نمىتواند بهگونهاى كامل آزاد باشد؟[٣]
٣- ٣- محدود شدن نمايندگى در عمل
اصل نمايندگى در دموكراسى مورد ترديد است، زيرا معمولًا نمايندهگزينى بر پايه تقسيمات كشورى انجام مىشود و هر عضو پارلمان كه از حوزه انتخاباتى معينى انتخاب مىشود بايد نماينده همه يا اكثريت رأى دهندگان آن حوزه باشد اما براى او در عمل ناممكن است كه نماينده همه و در همه مسائل باشد. در بهترين حالت فقط مىتواند نماينده حرفه يا طبقه خود باشد.[٤] مسلماً چنين كسى قادر نخواهد بود تا خواستهها و مصالح همه
[١] - دانشور، ف، ١٣٨٠، شريعتى و نقد دموكراسى، كتاب نقد، شماره ٢١ و ٢٠، ص ١٤٩، ١٤٨.
[٢] - همان.
[٣] - موريس دورژه، اصول علم سياست، قاضى، ا، ١٣٦٩، ص ٨٤، تهران، اميركبير.
[٤] - ر. ك: اختر شهر، ع، ١٣٨٠، دموكراسى و دين، تقابل يا تعامل، كتاب نقد ٢٠ و ٢١، ص ٣١٦.