مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٢٨
براساس آيات و روايات ركن اصلى دين پذيرش خداوند تبارك و تعالى است و ركن دوم آن، تسليم محض در برابر اوست. مصداق ركن دوم در طول زمان تحول پيدا مىكند، پيش از بعثت پيامبر گرامى اسلام (صليالله و عليهو آله) اطاعت از پيامبران گذشته مصداق تسليم در برابر خدا بود و پس از بعثت پيامبر اسلام (صليالله و عليهو آله) تسليم خداوند در اطاعت دين و آيين ايشان منحصر شده است.
بنابراين منظور ما از دين آيينى است كه از جانب خداوند به واسطه رسول مكرم اسلام بر بشر عرضه شده، و نحوه ارتباط بشر با خويشتن، با خدا، با اجتماع و با طبيعت را ارائه داده و توسط ائمه اطهار عليهمالسلام تفسير و تبيين شده است. اين دين امروزه تنها دين بر حق و تحريف نشده است و از طريق قرآن، سنت و عقل در اختيار بشر است و با روش مورد قبول شرع، نيازهاى فردى و اجتماعى هر زمان به دست فقها از آن استخراج مىشود.
دين و دموكراسى
با توجه به مفاهيم دين و دموكراسى، كه به آنها به اختصار اشاره شد، در نگاه نخست، ميان آن دو ناسازگارى در حد تناقض احساس مىشود. دموكراسى هر گونه محدوديت در حكومت و دخالت در آن را به خواست انسان منحصر مىكند و از پذيرش دخالت غيرانسان در سرنوشت خود شانه خالى مىكند. واژه مردمسالارى خود گوياى اين نكته است كه در اين نظام سياسى «مردم» سالار و سرور مىباشند و در رأس حكومت جاى دارند، خواست آنها ملاك مشروعيت نظام است و مشروعيت قوانين مديون رضايت مردم است. بر فرض كه مشروعيت به حقانيت تعريف شود، اين مردم هستند كه حق و باطل را تعيين مىكنند. هر نظامى كه مردم به آن روى آورند، حق است و هر نظامى را كه از آن روى برگردانند از حقانيت ساقط مىشود. با رأى با واسطه و بىواسطه آنان سران نظام و همه مسئولان حكومت انتخاب مىشوند و با روى گردانى آنها از قدرت خلع مىشوند. در حالى كه اسلام هم مشروعيت اصل نظام سياسى و هم مشروعيت مجريان و همه دست