مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠١
شرح ذيلاند:
١. چه كسانى را بايد مردم پنداشت و «اكثريت» يعنى چه؟
٢. چرا اصولًا اكثريت بايد بر اقليت حكومت كند؟
٣. دموكراسى به شكل مستقيم است يا نمايندگى؟
٤. آيا دموكراسى غير از قاعده حكومت اكثريت ويژگىهاى ضرورى ديگرى براى تعريف دارد؟[١]
دموكراسى در دوران معاصر به حكومتى اطلاق مىشود كه مبتنى بر آراو افكار عمومى باشد، در مقابل مردم مستمراً احساس مسئوليت كند، افكار عمومى در آن آزاد و آشكار بوده و شيوههاى مناسبى براى ابراز آن وجود داشته باشد، در مورد مسائل مورد اختلاف در نزد افكار عمومى بايد اكثريت ملاك عمل قرار گيرد، در دموكراسى حق رأى و مشاركت سياسى به همه گروهها و اقليتها بسط مىيابد، اين نوع حكومت در فضايى سرشار از نهادها و انجمنهاى خودجوش و متعدد فعاليت مىكند، حكومت دموكراسى مستلزم كثرتگرايى اجتماعى و نسبىگرايى ارزشى و اخلاقى است و در نهايت اينكه شرط عملكرد رضايتبخش نهادهاى دموكراتيك رعايت آزاديهاى اساسى از جمله آزادى بيان، انجمن و قلم است؛ آزادى همچون جريان خون ارگانيسم حكومت دموكراسى است.[٢]
مهمترين اصول دموكراسى عبارتند از: نشأت گرفتن قدرت و قانون از اراده مردم، آزادى بيان افكار عمومى و اتكاى حكومت به آن، وجود شيوههاى مشخص براى بروز افكار عمومى از جمله احزاب سياسى، اصل حكومت اكثريتى، محدود بودن اعمال قدرت حكومتى به رعايت حقوق و آزادىهاى فردى و گروهى، تكثر و تعدد گروهها و منافع و ارزشهاى اجتماع، اصل نسبيت اخلاق و ارزشها، تساهل در برابر عقايد مختلف و
[١] -
Mclean, Iain, Concise Oxford Dictionary Of Politics,) London: Oxford University Press, ٣٩٩١, Page ١٣١.
[٢] - بشيريه، حسين؛ آموزش دانش سياسى، تهران، نشر نگاه معاصر، ١٣٨٢، ص ١٦٣.