مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٩
امريكا معتقد بودند كه مىتوانند يك عراق جديد طبق الگوهاى خود ايجاد كنند. پل برمر (حاكم امريكايى در عراق پس از سقوط صدام) با اين اعتقاد كه حزب بعث كه طى ٣٠ سال گذشته موفق شده بود كه جامعه عراق را غيرمذهبى كند، مىخواست تا اسلامگرايان را منزوى كند، ولى در عمل نتوانست.
به نظر مىرسد توسعه و دموكراسى در جهان اسلام با آنچه در ذهن مقامات امريكايى است نه تنها به سادگى دست نيافتنى است بلكه امرى طولانى مدت است، هنوز هيچ يك از گروههاى اسلامى در مورد يك الگوى واحد اتفاق نظر ندارند. پيروزى در انتخابات و حتى به حكومت رسيدن هر يك از گروههاى اسلامى نمىتواند پاسخى براى مشكلات جوامع اسلامى باشد، زيرا اولين مشكل در پياده كردن يك الگوى اسلامى است.
الگوهاى مردمسالارى در كشورهاى اسلامى
الف) مردمسالارى دينى در جمهورى اسلامى ايران
يقيناً الگوى مردمسالارى دينى در نظام جمهورى اسلامى ايران را بايد در انديشههاى امام خمينى (ره) جستجو و ريشهيابى نمود. اسلامگرايى معاصر وطرح نظام حكومتى اسلامى مردمسالار در واقع با پيروزى انقلاب اسلامى در ايران و تولد جمهورى اسلامى در دنيا ظهور عينى پيدا كرد. بطورىكه بتدريج اسلام در روابط بينالملل و در مسائل داخلى بسيارى كشورها از مراكش در سواحل غربى تا تركيه و در امتداد خاور دور تا اندونزى به يك عامل مهم و نيروى عظيم تبديل گشت و غرب پس از فروپاشى كمونيسم در رويارويى با اسلامگرايى قرار گرفت.
اين در حالى بود كه حركتها و جنبشهاى اسلامى در حوزه اهل سنت تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى كه خواستار تطبيق شريعت بودهاند بيشتر چارچوب مشخص اجتماعى، آموزشى و اخلاقى داشته و داراى ذهنيت تغيير دولت و تشكيل حكومت اسلامى نبودند. حتى اخوان المسلمين نيز از اين قاعده مستثنى نبوده است. طرح حكومت اسلامى از