مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤١
ايدئولوژى ايجاب مىكند، معطوف مىباشد.[١]
نكته نخست، اين است كه دموكراسى در زمانى كه ذاتاً هدف است و ماهيّت ايدئولوژيك دارد و بر نوعى فلسفه اجتماعى تأكيد مىكند، نه تنها با مردمسالارى دينى بلكه با هر نوع مردمسالارى مضاف ديگر هم در تباين ذاتى است. چرا كه در اين صورت ايدئولوژى مردمسالارى است كه تكليف نظام ارزشى را تعيين مىنمايد و مفاهيم نه تنها مستقل از آن تعريف نمىشود بلكه در چارچوب نظام معرفتى و دانايى مردمسالارى هويت مىيابند يا هويت آنها باز تعريف مىگردد. بنابراين ارزشهاى ايدئولوژيك مردمسالارى در تقابل با ارزشهاى ايدئولوژى ديگر مانند سوسياليسم و ليبراليسم و يا هر نوع ايدئولوژى ديگر قرار مىگيرند.
نكته دوم، اين است كه در يك تقسيمبندى كلان و تئوريك قطع نظر از واقعيت بيرونى و عينى، دو رهيافت اصلى درباره مردمسالارى وجود دارد كه يكى مردمسالارى به منزله يك ارزش مطلق و ديگرى مردمسالارى در مقام يك روش حكمرانى است. بنابراين انتخاب مردمسالارى به مثابه يك روش در برابر مردمسالارى به منزله ارزش مطلق، عيبى و نقصى بر مردمسالارى دينى محسوب نمىگردد. در اين تلقى؛ يعنى دموكراسى به عنوان يك روش نه ارزش غايى و نهايى، رأى و انتخاب مردم در چارچوب يك انديشه يا ايدئولوژى خاص، تعريف و تحديد مىشود.
تقسيمبندى دموكراسى به روش و ارزش نيز عموماً مورد توجه كسانى است كه درباره دموكراسى گفتگو مىكنند يا دربارهآن مطلب مىنويسند:
رهيافت اوّل (مردمسالارى) به نوعى از نظامهاى سياسى و طرز تلقى در خصوص روش و شيوهزندگى سياسى معطوف است و رهيافت دوم با مردمسالارى از زاويه فلسفه اجتماعى و ارزشهاى خاصى كه آن ايدئولوژى ايجاب مىكند، معطوف مىباشد.[٢]
[١] - رودى كالتون كلاير، آشنايى با علم سياست، ترجمه بهرام ملكوتى، تهران: انتشارات اميركبير، ١٣٥١، ص ١٠٨.
[٢] - همان.