مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٢
و يا ضمن آنكه در مردمسالارى خود خصوصياتى را ديده و تعريف مىكنند كه با برخى ابعاد دموكراسى متداول در غرب داراى تفاوتهايى است و در نتيجه ترجيح مىدهند از همان آغاز آن را با تغيير در عنوان و اطلاق به نمايش گذارند.[١]
زمينهها و عوامل رشد اسلامگرايى
كارل ماركس به طور شرمآورى از دين به عنوان افيون جامعه ياد كرد و اظهار داشت كه دين شور و حرارت انقلابى تودهها را كاهش مىدهد، با وجود اين اگر اكنون ماركس زنده بود بدون ترديد قبول مىكرد كه در اظهارنظر درباره دين اشتباه كرده است.
امروز اسلام دومين و رشد يابندهترين دين بزرگ جهان است. نهضت اسلامى در خاورميانه، آسيا، افريقا دژ استوار نخبگان اهل تجدد بشمار مىرود كه در ميان دانشجويان، مهندسان، پزشكان و حقوقدانان ريشه دوانده است. در كشورهاى اسلامى زمانى لباسهاى غربى نشانه فرهنگ و آزادى بود، اكنون احتمال اينكه زنان تحصيل كرده به حجاب متوسل شوند بيشتر شده است، هدف آنان از گرايش به حجاب آن است كه عزم خود را مبنى براين كه شهروندانى فعال مىباشند با قاطعيت بر زبان آورده و يك هويت آلترناتيو از خود جلوهگر سازند.
اين در حالى است كه كشورهاى اسلامى شامل طيف گستردهاى از ويژگىهاى فرهنگى، جغرافيايى، آب و هوايى، ميزان متفاوتى از ثروت و جمعيت مىباشند. مسلمانان داراى زبانهاى مختلف مىباشند و به فرقهها و گرايشهاى متعدد تقسيم شدهاند كه هر كدام به اشكال مختلفى اسلام را تفسير مىنمايند.
به تعبيرى اگرچه ما يك تمدن اسلامى داريم اما با فرهنگهاى متعدد روبرو هستيم. به اين معنا كه اسلام با ورود خود به هر كشورى رنگ فرهنگ آن كشور را به خود گرفته است.[٢]
[١]
. Craig s. smith, Europe's muslima may be headed where the Marxists went, newyork times, ٦٢, dec, ٤٠٠٢.
[٢]
buruma, An Islamic democracy for Iraq, Lan newyork times, ٥, dec, ٤٠٠٢..