مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٥٩
بسيارى از آسيبهاى اجتماعى، مفاسد و ناامنى نتيجه فقرى است كه نهان يا آشكار در جوامع وجود دارد. البته فقر و تنگدستى مجوزى براى روى آوردن به فساد و فحشا و كارهاى زشت نيست، اما اثر قهرى فقر آن چنان زياد است كه ابتدا عقيده انسان را سست مىكند تا زمينه براى اقدام مجرمانه فراهم شود. در اين مورد امام على (عليهالسلام) مىفرمايد:
«فانّ الفَقَر مَنْقَصهٌ لِلدِّينِ، مَدْهَشَهٌ لِلْعقلِ، داعيةٌ لِلْمَقْتِ؛ فقر به دين انسان زيان و نقصان مىرساند، عقل و خرد آدمى را سرگردان مىسازد و باعث كينه و دشمنى مىشود.»[١]
زمانى كه در اثر فقر پايههاى ايمانى سست مىشود و كمالات معنوى در انسان افول مىكند، ارزشهاى انسانى و اصول اخلاقى در او كمرنگ مىشود و انحراف، كجروى و كجانديشى در او راه مىيابد. با عقل مدهوش و سرگردان و احساس خود كوچكبينى چگونه مىتوان داراى ثبات شخصيت بود و بر مشكلات و مسائل فردى و اجتماعى فائق آمد و راه رشد و توسعه را پيمود. آثار فقر سبب مىشود، آسايش و امنيت از جامعه رخت بر بندد و رفته رفته جامعه در جهل و عقبماندگى غوطهور گردد و عزت و مناعت طبع خود را از دست بدهد. در نتيجه زمينه براى استعمار، استضعاف و بردگى افراد جامعه فراهم مىشود. برخى از نظريههاى جامعهشناسى سياسى در تحليل بىثباتى و تزلزل نظامهاى سياسى به سازمان اقتصادى جامعه نظر دارند و منازعات سياسى را ناشى از اختلافات طبقاتى و شكاف عميق ميان توانگران و تهيدستان مىدانند. ارسطو يكى از خطرهاى تهديدكننده پايدارى نظامهاى سياسى را افزايش نامتناسب فقرا با توانگران مىداند كه به تجزيه كامل دولت به دو قطب توانگران و تهيدستان مىانجامد. آنگاه با كشمكش طبقاتى ميان اين دو، نظام سياسى با بىثباتى مواجه مىشود و از پيمودن مسير توسعه باز مىماند.[٢]
برخى نظريهپردازان سياسى مانند ليپست، اعتقاد دارند كه شرط لازم و اساسى وجودِ
[١] - نهجالبلاغه: حكمت ٣١٩.
[٢] - عليخانى، علىاكبر، آسيبشناسى جامعه و حكومت اسلامى در نهجالبلاغه، فصلنامه علوم سياسى، سال پنجم، شماره ١٧، بهار ١٣٨١، ص ١٨٧.