مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٥٢
مبانى نظرى مردمسالارى در اسلام
براساس تحقيقات انجام شده، بسيارى از نويسندگان و محققان مسلمان از هنگام آشنايى با مفاهيم و اصول نظامهاى مردمسالارى مدرن در اواسط سده نوزدهم ميلادى، تلاش كردهاند تا موارد مشابه آنها؛ يعنى مجوزهايى براى حقوق فردى و انواع و اقسام نظارت بر قدرت را از متون و منابع اسلامى بيرون بكشند.[١] در اين ميان برخى از نويسندگان مسلمان اين گونه تلاشها را بيهوده دانسته و ادعا كردهاند كه جستجوى مفاهيم مدرن سياسى در منابع اسلامى كار بيهودهاى است. از نظر ايشان همه مفاهيم و موضوعات اسلامى در دوران پيشا مدرن در چارچوب حكومتهاى فردى آن دوره معنا داشته است.[٢] ما ضمن توجه به تفاوتهاى كلى در مبانى انديشههاى سياسى دوران مدرن و پيشا مدرن معتقديم در دنياى غرب نيز سنتها و مفاهيم براى تطبيق با تحولات عمده در دنياى مدرن بازسازى اساسى شدهاند، بنابراين در صورت تلاش جدى انديشمندان، مسلمانان از اين جهت مشكل عمدهاى ندارند. در اين جا با در نظر گرفتن اين نكته و بدون ورود به مباحث مربوط به مقايسه مبانى فكرى و فلسفى مردمسالارى دينى و مردمسالارى سكولار در حوزه معرفت شناسانه و انسانشناسانه[٣] و بدون در نظر گرفتن اختلاف قرائتها و برداشتهاى فرقهاى و گروهى در ميان مسلمانان، وضعيت مبانى نظرى مدل مردمسالارى دينى را در جهان اسلام بررسى مىكنيم.
برابرى: بررسى مسأله برابرى سياسى و حقوقى انسانها در انديشه سياسى مسلمانان نشان مىدهد كه بسيارى از مشكلات موجود در دنياى غرب در دوره پيشا مدرن براى مسلمانان هرگز مطرح نبوده است. اسلام هيچگاه نظامهاى طبقاتى و اشرافىگرى را نپذيرفته است. همه مسلمانان اعم از زن و مرد، پير و جوان و فارغ از نژاد و ثروت و ساير تعلقات مادى از لحاظ نظرى در برابر قانون الهى برابر هستند. اين امر در آيات متعددى از قرآن كريم مورد
[١] - عنايت، ١٣٧٢، ص ٢٢٩.
[٢] - مجتهد شبسترى، ١٣٧٩، صص ٧٩- ٦٧.
[٣] - ر. ك: وحيدى منش، ١٣٨٤.