مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٤٢
دارند و در همه حكومتها براى داوطلبان لحاظ مىشوند. براى روشن شدن مطلب فوق، توجه به چند نمونه سودمند است:
ساليان درازى است كه در كشورهاى اروپايى انتخابات برگزار مىشود و در آنها نظام انتخاباتى داراى اعتبار و اهميت بسيارى است. اما نتايج انتخابات ديده مىشود كه «غير خودىها» در اين كشورها هيچوقت نتوانستهاند به نحوى از فرصتهاى انتخاباتى بهره جسته، قدرت را بهدست گيرند؛ اما برخلاف آن، در كشورهاى جهان سوم مشاهده مىشود كه نظام حاكم بهواسطه انتخابات به يكباره دستخوش تحول بنيادين مىشود.»[١]
پرسش اين است كه چرا نظام انتخاباتى در غرب زمينه بروز چنين انقلابهايى را در آنجا فراهم نمىكند؟ پاسخ اين است كه نظام انتخاباتى در غرب داراى يك صافى ظريف و پنهانى است كه جريان و جهت انتخابات را كنترل مىكند.
در فرانسه براى اينكه نامزدى فرد، براى تصدى مقام نمايندگى مردم رسميت بيابد، لازم است حدود پانصد نفر از نمايندگان (نمايندگان مجلس، شوراها ...) او را تأييد كرده باشند. بهعبارتى، پاى طومار تأييد صلاحيت وى را امضا كنند. بنابر قانون، اين پانصد نفر بايد لااقل از سى استان مختلف اين كشور باشند و از هر استان نيز نمىتوان بيش از پنجاه امضا جمع كرد. بنابراين، فقط افرادى مىتوانند به عنوان نامزد خود را مطرح سازند كه صلاحيت خود را قبلًا در سطح كشور به نمايش گذارده باشند»[٢]
«فرانسوىها معتقدند صافى تأييد صلاحيت، از ظهور به قول آنان پارشوتيستها (چتربازها)- افرادى كه به يكباره در ميدان سياست ظاهر مىشوند و آراى مردم را به دست مىآورند- جلوگيرى مىكند.»[٣]
بنابراين، ملاحظه مىكنيم كه مسأله خطوط قرمز در فعاليتهاى سياسى و رقابتهاى انتخاباتى تنها مختص حكومتها و جوامع ايدئولوژيك و دينى نيست، بلكه در برخى موارد،
[١] - افتخارى، اصغر؛ درآمدى بر خطوط قرمز در رقابتهاى سياسى؛ مركز بررسىهاى استراتژيك؛ ١٣٨٠؛ ص ١٣٢.
[٢] - ايوبى، حجتالله؛ سه راهكار براى شايستهسالارى در انتخابات؛ صص ٤- ٣٣.
[٣] - همان؛ صص ٢٠- ١٩.