مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٥
٣. الگوى تغيير در چارچوب همكارى با جناح حاكم در قدرت
مصر
مصر پرجمعيتترين كشور عربى است. حسنى مبارك از ٢٤ سال قبل در قدرت است و هر جنبش اصلاحى را سركوب مىكند. ملت ناراضى و دچار ناامنى است. ٨٠ درصد از مصرىها در آخرين انتخابات يعنى دسامبر ٢٠٠٦ اصلًا به پاى صندوق رأى نرفتهاند. با اين حال كه ديگر احزاب نيز به نامزدهاى اخوانالمسلمين كمك كردند تا به يك پنجم كرسىهاى مجلس مصر دست يابند. به اين ترتيب اسلامگرايان در مصر توانستند به شكل بىسابقهاى قدرت يابند.
اصلاحطلبان مصر مشكل اصلى خود را اسلامگرايى نمىدانند بلكه عملكرد اقتدارگرايانه دولت و عدم آزادى مىدانند به گفته يك فعال سياسى، براى انرژىها و خشم نسل جوان، مجارى يافت نمىشود. در اغلب موارد براى آنان چارهاى جز خشونت و زندگى زيرزمينى نمىماند.[١]
سابقه حركت اسلامخواهى در مصر به سيد قطب بازمىگردد. سيدقطب به طور كلى الهامبخش راديكاليسم اسلامى مدرن تلقى مىشود. با بررسى ادبيات اسلامگرايى ٢٥ سال گذشته مشخص مىشود كه وى به عنوان يكى از دو شخصيتى است كه بيش از ديگران بر جنبشهاى راديكال تأثير داشته است. (بنلادن نفر دوم است).
گروهاخوان المسلمين در سال ١٩٢٨ به منظور مخالفت با گرايشهاى الحادى موجود در جامعه اسلامى مصر ايجاد شد، جريانى كه از سيد قطب الهام گرفته بود مهمترين جنبش اصلاحطلب دنياى عرب قبل از جنگ دوم جهانى بودند.
مهمترين تلاش به منظور تعيين يك امت سكولار پان عرب توسط ناصر در دهه ١٩٥٠ انجام شد. اين تلاش و جنبش سوسياليست عرب و جنبش بعث در سوريه و عراق تا
[١] - لوييس دوگا، موج اسلام گرايى در مراكش براى خود راه باز مى كند، آ. ب. ث، ٤ ژوييه ٢٠٠٤.