مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٢٥
٣- ١٥- احتمال بىدفاع ماندن در برابر دولت
در نظام دموكراسى اكثريت براساس اينكه قدرت سياسى طبعاً در اختيار دولت قرار مىگيرد، جامعهبهطور بىدفاع در برابر هيأت حاكمه يا سوء استفاده از حاكميت ملى قرار دارد و تضمين لازم براى جلوگيرى از اين سوء استفاده وجود ندارد.[١] نمونه بارز اين مسأله اقدامات جنگافروزانه برخى دولتهاى قدرتمند دنيا است كه چه بسا بدون رضايت مردم خويش در اينسو و آنسوى گيتى به دخالت در امور ديگر كشورها مىپردازند.
٣- ١٦- تقابل منافع ملى با منافع محلّى
كوشش براى كسب قدرت و پشتيبانىهاى محلى، بهطور كلى زيانهايى بر منافع ملى وارد مىكند و توجه نمايندگان به تأمين منافع حوزه انتخابى خود باعث مىشود [تا در صورت تقابل بين منافع ملى و منافع محلى رأىساز] امتيازات ملى ناديده گرفته شود.[٢]
٣- ١٧- دامن زدن به فاصلههاى طبقاتى
دموكراسى، خود مشوق مبارزه طبقاتى در جامعه است[٣] و چون در اينگونه نظامها آزادى وجود دارد معمولًا به نفع طبقات سرمايهدار و قدرتمند مىانجامد و از همينرو است كه به نظر جيمز برايس[٤] (١٨٣٨- ١٩٢٢) كه خود از اساتيد حقوق دانشگاه آكسفورد بود «دموكراسى حتى در كشورهاى پيشرفته، خطر جنگ طبقاتى و انقلاب را از بين نبرده است»[٥] يكى از نمونههاى بارز آن حوادث اخير كشور دموكراتيك فرانسه است كه دولتمردان اين كشور صريحاً به ريشه طبقاتى داشتن رويدادها اعتراف نمودهاند و دانشمندانى همچون كارل ريموند پوپر (١٩٠٣- ١٩٩٤) از دولت رفاهى و از ايجاد
[١] - ر. ك: عزتى، سياست در اسلام، ص ٢٨٥.
[٢] - كتاب نقد، شماره ٢١ و ٢٠، ص ٣١٦ و بشيريه، ح، ليبراليسم و محافظهكارى، ص ٤٥.
[٣] - كتاب نقد، پيشين، ص ٣١٧.
[٤] - بشيريه، ح، ليبراليسم و محافظهكارى، ص ٤٥.
[٥] - همان.