مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٣٠
است و قوانين كلى را بيان داشته است ولى موارد جزيى به خود مردم واگذاشته شده تا بوسيله اجتهاد و عقل به پيش بروند و بر مقياس اصول كلى، فروع و امور جزئيه را كشف و استنباط نمايند.[١] اين مطلب طبق فرمايش اميرمؤمنان على (عليهالسلام) يك كار عمده از سوى پروردگار عالم مىباشد كه به عنوان لطف و رحمت، شامل بندگان خود كرده است.[٢]
استاد شهيد آيتالله مطهرى در همين زمينه مىفرمايد:
«اين نكته را توجه داشته باشيد كه بعضىها جمود به خرج مىدهند. خيال مىكنند كه چون دين اسلام، دين جامعى است پس بايد در جزئيات هم تكليف معينى روشن كرده باشد. نه، اينطور نيست، يك حساب ديگرى در اسلام است. اتفاقاً جامعيت اسلام ايجاب مىكند كه اساساً در بسيارى از امور دستور نداشته باشد. نه اينكه هيچ دستورى نداشته باشد، بلكه دستورش اين است كه مردم آزاد باشند و به اصطلاح تكليفى در آن نداشته باشند.»[٣]
با توجه به مطلب فوق و با دقت در شيوه فكرى و رفتارى حضرت امام خمينى (ره) مىتوان دريافت كه اين واگذارى كار به مردم از سوى خداوند در مورد نوع نظام حكومتى نيز صادق باشد چرا كه امام راحل مدتها نظام سياسى مورد نظر خود را كه حتى در درسهاى ولايت فقيه و «المكاسب» خويش بر آن تأكيد مىورزيد «حكومت اسلامى» بود، ولى در واپسين روزهاى حيات رژيم ستمگر پهلوى، «جمهورى اسلامى» را به عنوان نظام مطابق با زمان و مكان تشخيص داده و بر آن صحه گذاشتند.
٤- ٢- عناصر مربوط به ساختار نظام مردمسالارى دينى
٤- ٢- ١- آسمانى بودن منشأ قانون در مردمسالارى دينى
قانون در نظامهاى غيردينى ساخته و پرداخته عقول بشرى است در حالى كه در حاكميت اسلامى هر چند قانون تعيين كننده و محور مىباشد اما از پشتوانه خدايى و
[١] - نوايى ١٠٤، ١٣٨١، نظريه دولت دينى، ص ٧٦، تهران، دفتر نشر معارف.
[٢] - ر. ك: صبحى صالح، نهجالبلاغه، خبر ١٣٠.
[٣] - مطهرى، م، ١٣٦٨، اسلام و مقتضيات زمان، ص ١٦٤، تهران، صدرا.