مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٣٧
تودهاى و ....[١] بطورى كه ديويد هلد پس از بر شمردن انواع مدلهاى دموكراسى با ذكر معايب و ايرادات هر كدام و نپذيرفتن هيچ يك از آنها، مدل خاص خود را ارائه مىكند كه به مدل دموكراسى مشورتى[٢] مشهور گشته است. اين تنوع ديدگاه كسانى را كه در برخورد با مردمسالارى دينى آن را از اين نظر كه در دنيا تنها ازحيث مبانى، يك نوع مردمسالارى وجود دارد رد مىكنند، با چالش مواجه مىسازد. زيرا واقعيت اين چنين كه آنها تصور مىكنند، ساده نيست و آنچه انواع دموكراسى را تحت يك عنوان جمع مىكند نه قدر مشترك ذاتيات آنها، بلكه به قول وينگنشتاين شباهت خانوادگى آنهاست.[٣] در مجموع نه تنها درباره مردمسالارى نظريه واحدى وجود ندارد، بلكه مىتوان گفت حتى همههواداران مباحث مردمسالارى نيز ديدگاههاى يكسانى ندارند.[٤] بنابراين مردمسالارى «معنايى سيال يافته است و در بيشتر نقاط دنيا مردمسالارى با اختلاف سليقهها تحقق يافته و با ايدههاى سياسى مختلف همراه شده است كه اين نشان مىدهد دموكراسى مضمونى واحد و مورد توافق همه را ندارد.[٥]
٢) مردمسالارى تنها با ارزش هاى ليبرالى سازگار است
عدهاى نيز مفهوم دموكراسى را محصور به چارچوب ليبراليزم مىدانند و انواع ديگر مردمسالارى را به رسميت نمىشناسند. «دموكراسى عقيدهاى در ارتباط با ارزشهاى ليبرالى همچون آزادى فردى، برابرى، كرامت انسانى، برادرى، دولت حداقل، حكومت قانون و روند دموكراتيك است.»[٦] در حالى كه دموكراسى به رغم برخى تلقىها، محصور و محدود در نوع ليبرال آن نيست. بلكه قرائتها و برداشتهاى حتّى متضاد با آن در ميان صاحب نظران و انديشمندان وجود دارد.
[١] - ديويد بيتام، دموكراسى وحقوق بشر، محمد تقى دلفروز، تهران: طرح نو، ١٣٨٣، ص ١٣.
[٢] -Deliberativ edmocvacy
[٣] - حقيقت، سيد صادق، همايش مردم سالارى دينى، ج ١، ص ١٩١.
[٤] - بشيريه، حسين، همان، ص ٢٠.
[٥] - جوزف شومپيتر، كاپيتاليسم سوسياليم و دموكراسى، ترجمه ض منصور، ص ٢٨٥.
[٦]
. Plano, jack C. and Olton, Roy) ٨٨٩١(. The International Relations Dictionary, USA. Longman.