مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٠
سوى امام خمينى (ره) براى اولين بار امكان يك غيرممكن را به وجود آورد. فرانسوا بورگا اين مسأله را چنين بيان مىكند: ايران امام خمينى، اولين دولتى است كه طرح اسلامى را در امور دولتى اجرا كرده است، اتخاذ چنين دكترينى براى كسب پيروزى سياسى حكومتى است كه از قدرتمندترين حكومتهاى منطقه محسوب مىشود و از توانايىهاى جديدى براى دخالت در امور جوامع متمدن محيط بينالمللى برخوردار است.
لذا پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تأسيس حكومت اسلامى بود كه حركتهاى اسلامى به شدت فعال شده و تشكيل حكومت اسلامى هدف غايى كليه نهضتهاى اسلامى قرار گرفت.[١]
در مورد نقش و جايگاه مردم و همچنين جايگاه دين در نظام جمهورى در ايران، شايد اول بار كه مورد پرسش قرار گرفت در زمان اقامت امام خمينى (ره) در پاريس بود كه در ٢٢/ ٨/ ١٣٥٧ خبرنگار روزنامه لوموند از ايشان پرسيد: حضرت عالى مىفرماييد كه بايد در ايران جمهورى اسلامى استقرار يابد و اين براى ما فرانسوىها چندان مفهوم نيست، زيرا جمهورى نمىتواند بر پايه مذهب باشد. نظر شما چيست؟ آيا جمهورى شما بر پايه سوسياليسم است؟ مشروطيت است؟ چگونه است؟ امام دو پاسخ فرمودند: «اما جمهورى به همان معنايى كه همه جا جمهورى است. اينكه ما جمهورى اسلامى مىگوييم براى اين است كه هم شرايط منتخب و هم احكام كه در ايران جارى مىشود اينها بر اسلام متكى است ليكن انتخاب با ملت است. طرز جمهورى همان جمهورى كه همه جا هست.»[٢]
در رابطه دين و سياست نظريه پردازان مسلمان نه از منظر تضاد و تعارض بلكه از عينيت دانستن سياست و ديانت سخن گفتهاند. سخن مرحوم مدرس: «سياست ما عين ديانت ماست.» بازگوكننده اين نظر است. لذا در انديشه سياسى امام خمينى (ره) اين مسأله مطرح نيست كه صرفاً سياستمداران متدين باشند و يا ديندار سياستمدار داشته باشيم. بلكه در واقع
[١] - امام خمينى، ولايت فقيه، ص ٥٥.
[٢] - صحيفه نور، ج ٤، ص ١٥٧.