مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٦٨
رعايت زهد و سادهزيستى، دورى از تجملگرايى آنچنان در ديدگاه ايشان مهم است كه حتى نشستن بر سر سفره افرادى كه غذاهاى رنگارنگ درآن نهادهاند و محرومان درآن جايگاهى ندارند براى فرمانداران خود نمىپسندند.[١]
در حكمت ٣٥٥ نيز در پرهيز از تجملگرايى خطاب به يكى از كارگزاران خود كه خانه باشكوهى ساخت، مىفرمايد:
«اطْلَعْتِ الوَرقُ رُؤُوسَهَا! إِنَّ البِناءَ يَصِفُ لك الغِنَي؛ سكههاى طلا و نقره سر برآورده، خود را آشكار ساختند، همانا ساختمان مجلل بىنيازى و ثروتمندى تو را مىرساند».
امام على (عليهالسلام) در مورد سادهزيستى مسئولان به گونهاى كه پيش و پس از حاكميت از نظر ثروت تفاوت چندانى نكند، فرمودند:
«يا اهل الكوفة ان خرجتُ من عندكم بغير رحلي و راحلتي و غلامي فأنا خائن؛ اى مردم كوفه اگر جز با مركب خويش و وسايل شخصىام كه غلامم آن را حمل مىكند از نزد شما رفتم بدانيد خيانت كردهام![٢]
اصولًا اشرافىگرى نمادى از فرهنگ سرمايهدارى است. در جامعهاى كه رفاهزدگى و دنياگرايى فرهنگ عمومى او گردد و ارزش انسانها با پول و جاه و ثروت سنجيده شود، قطعاً حشر و نشر با سرمايهداران و مالاندوزان مشروع و پسنديده و فقيران و درماندگان مطرود مىشوند. اين افراد اگر در اركان حكومت نيز نفوذ كنند همهعوامل حكومت را به استخدام خود مىگيرند و تفكر سرمايهدارى محور تصميمگيرىهاى اقتصادى و اجتماعى آنان مىشود. لذا لازم است رهبران و مديران جامعه در نظام مردمسالار دينى از تجملگرايى دورى كنند تا همانندى زندگى آنان با مردم سبب شود بينشى صحيح و واقعگرايانه از جامعه داشته باشند و تصميمات و سياستهايى را اتخاذ كنند كه رفاه اقتصادى نسبى را در جامعه ايجاد كنند و اگر نتوانند در اين راه موفقيتى به دست آورند، دست كم تحمل فقر براى مردم آسانتر مىشود و بدين وسيله از آثار منفى و روانى و فرهنگى آن جلوگيرى مىشود و
[١] - نامه ٤٥، نهجالبلاغه. اين نامه را حضرت در اعتراض به عثمان بن حنيف فرماندار بصره به دليل حاضرشدن بر سفرهاى رنگارنگ نوشتهاند.
[٢] - وسايلالشيعه: ج ١١، باب تعجيل قسمه المال على مستحقيه، ج ٥، ص ٨٣.