مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٠٩
سلفى، اخوان المسلمين و ... را در برمىگيرد.
در ميان گروهى در چارچوب حكومتهاى موجود فعاليت مىكنند. حال آنكه گروههاى مبارز در اين كشورها اقليت كوچك اما منتقد وضع موجود را تشكيل مىدهند. لذا اكثريت گروهها قواعد بازى سياسى را پذيرفته و از دموكراتيزه شدن حكومتهاى خود استقبال مىنمايند.
به عنوان مثال اخوان المسلمين كه از فعالترين و قدرتمندترين گروههاى اسلامى در دهههاى ١٩٤٠ و ٥٠ و ٦٠ ميلادى در كشورهاى عربى و خاورميانه و آسياى ميانه تا جنوب شرقى آسيا داراى شاخههاى محلى است.
از دهههاى اواخر ١٩٧٠ به شكل فزايندهاى به سمت جريان غالب سياسى حركت كرده و بر آن است كه حكومت و جامعه را به طرق مسالمتآميز، اسلامى نمايند. گرچه اعضاى اخوانالمسلمين از سوى حكومتهاى خودكامه مورد تهديد و فشار مىباشند ولى اين گروه ديگر براى تحقق اهداف خود به زور متوسل نمىگردد.
واقعيت دوم
اسلامگرايى امروز جريان غالب در جوامع مسلمان است پس از شكست انديشههاى ناسيوناليستى و كمونيستى، جريان اسلامگرا ديكتاتورىهاى سكولار موجود در كشورهايى چون مصر، تونس، مراكش، الجزاير، تركيه و اردن و حتى عربستان سعودى را ناگزير به باز كردن نظامهاى سياسى و به انفعال كشاندن زمامداران خودكامه خصوصاً در كشورهاى عربى و اسلامى به خواستههاى مربوط به مطالبات گروههاى اسلامى به تكاپو افتادهاند.
اسلامگرايان اگرچه منادى دموكراسى غربى نبودهاند ليكن جريان اسلامگرايى در كشورهاى مختلف به تحول دموكراتيك بدل شده است. رعايت حقوق بشر، حكومت قانون، باز شدن فضاى سياسى، اجتماعى، رقابت انتخاباتى، برگزارى انتخابات آزاد از جمله مواردى است كه اسلامگرايان خواستار آن گرديدهاند. از اين رو برخى مطالبات گروههاى