مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٩
تلقى و تعبير كردهاند. امام خمينى مىفرمايد: «هر كس اظهار كند كه تشكيل حكومت اسلامى ضرورت ندارد، منكر ضرورت اجراى احكام شده است و جامعيت و جاودانگى دين مبين اسلام را انكار كرده است.»[١] ايشان همچنين در پاسخ به شبهه ناتوانى دين در برآورده كردن نيازهاى جديد، كه يكى ديگر از علل گرايش به سكولاريزم مىباشد، بر اين باور است كه فقه نظريه واقعى و كامل اداره انسان از گهواره تا گور است[٢] و حكومت فلسفه عملى تمام فقه در همه زواياى زندگى مىباشد.[٣] يا قوانين اسلام به نيازهاى انسان پاسخ مىگويد[٤] و از همين رو افتتاح باب اجتهاد را از ضروريات حكومت براى پاسخگويى به معضلات اجتماعى مىداند[٥] و مجتهد واقعى از نظر ايشان كسى است كه داراى شرايط و ويژگىهاى زير باشد:
- شناخت زمان و مكان و به عبارت ديگر آشنايى با روابط پيچيده اقتصادى، سياسى، نظامى، اجتماعى و فرهنگى كه الزاماً به موضوعات جديد كمك مىكند؛
- آشنايى با الفباى حكومت، زيركى و هوش و فراست و هدايت تدبير يك جامعه بزرگ اسلامى و حتى غير اسلامى؛
- شناخت درست جامعه و افراد آن و آشنايى با مصالح نظام؛
- داشتن بصيرت و ديد اقتصادى؛
- آشنايى با چگونگى برخورد با ترفندها و تزويرهاى حاكم بر جهان؛
- شناخت سياستها و سياسيون و فرمولهاى ديكته شده آنها؛
- شناخت موقعيت و قوتها و ضعفهاى نظامهاى سرمايهدارى جهان.[٦]
در اين تلقى دين داراى ماهيت سياسى است و مىتواند نيازهاى بشر را در همه زمينهها
[١] - روح الله خمينى، ولايت فقيه يا حكومت اسلامى، قم: آزادى، ص ١٩.
[٢] - صحيفه نور، ج ٢١، ص ٩٨.
[٣] - همان، ص ٥٨.
[٤] - امام خمينى، كلمات قصار، ص ٢٨.
[٥] - همان، صحيفه نور، ص ٤٦.
[٦] - ميراحمدى، منصور، اسلام ودموكراسى مشورتى، نشر نى، ١٣٨٤، ص ١٧٣.