مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٢
نكته سوم؛ بر واقعيت تجربى و عملى استوار است. در واقع مردمسالارىهاى محقق شده در گونههاى مختلف، مانند بسيارى از انواع دموكراسىهاى ليبرال يا سوسياليستى، همگى مردمسالارىهاى مضاف بودهاند كه در پناه ايدئولوژى خاصى غير از خود دموكراسى، شكل گرفتهاند. در واقع آنچه در تقسيمبندى دموكراسى مهم تلقى مىگردد، ايدئولوژى و فلسفهاى است كه مردمسالارى راتعريف مىنمايد و با اين تعريف، ابعاد و ظرفيت آن را روشن مىسازد و دامنه عمل و ملاكهاى خود را در قالب اين مفهوم نشان مىدهد.
دموكراسى يك روش است اگر اين روش توسط فلسفه سياسى ليبراليزم و فلسفه پراگماتيزم به كار گرفته شود، ليبرال دموكراسى به دست خواهد آمد كه از مهمترين شاخصهاى آن اولويت آزادى فردى بر عدالت اجتماعى است و اگر اين روش در خدمت سوسياليسم قرار بگيرد و بر تأمين رفاه اجتماعى، دولت رفاهى، توزيع ثروت توسط دولت، اصلاحات اجتماعى و عدالت توزيعى تأكيد بكند، حاصل آن دموكراسى اجتماعى و در برخى مراحل سوسيال دموكراسى است و اگر روش دموكراسى در يك فرهنگ مسيحى به كار گرفته شود و با الهام از اصول مسيحيت به دفاع از دموكراسى اقدام كند، دموكراسى مسيحى شكل مىگيرد.[١]
در حال حاضر نيز عموم تعريفهاى مرجع در مباحث دموكراسى بر مردمسالارى به عنوان شكل حكومت تأكيد و تصريح دارند. برخى حتّى سابقه اين تلقى از دموكراسى را به فيلسوفان يونان نسبت مىدهند. شومپيتر[٢] در نظريه خود تحت عنوان «تئورىهاى ديگر دربارهدموكراسى» مىگويد: روش دموكراتيك، ترتيبات سازمان يافتهاى است براى نيل به تصميمات سياسى كه در آن، با انتخابات رقابتآميز و رأى مردم به قدرت تصميمگيرى مىرسند.[٣]
معمولًا در تعاريف دموكراسى به معناى شكل حكومت، اين مفهوم بر حسب منابع
[١] - كديور، محسن. تحرير دو متن درسى( كارگاه آموزشى جبهه مشاركت ايران اسلامى تهران ١٣ بهمن ١٣٧٩ و انجمن اسلامى معلمان ايران تهران ٣ تير ١٣٨١).
[٢] -Cshumpher اقتصاددان اتريشى
[٣] - ساموئل هانتينگتون. موج سوم دموكراسى، ترجمه احمد شمسا، چاپ اوّل، انتشارات روزبه، ١٣٧٣، ص ٩.