مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٦
الزاماً از يك الگو پيروى نمىكنند. به عنوان مثال در عراق نقش مرجعيت شيعه مورد توجه بوده، در كشورهاى تركيه، مالزى و مراكش احزاب رفاه و توسعه و يا عدالت و توسعه و در كشورهاى مصر و سوريه تلاش براى همكارى و رقابت با جناح حاكم در قدرت و در كشورهاى خليج فارس الگوى مردمسالارى از جانب حكومت و تغيير از بالا مىباشد.
١. الگوى مرجعيت شيعه
عراق
شايد بتوان گفت مهمترين نمونه مردمسالارى در جهان اسلام پس از ايران در كشور عراق پس از سقوط صدام است. هنگاميكه پس از پيشروى قواى امريكا در عراق حكومت اين كشور فروپاشيد. ديگر از رژيم سابق خبرى نبود و دولتى هم نبود كه ملت آن را قبول داشته باشد، اين امامان مساجد بودند كه در آن هرج و مرج، تعادل را حفظ كردند و ديرى نپاييد كه روى ديوارها شعار «اسلام راه نجات است.» ظاهر شد. همراه با پيامى كه از نظر عده بسيارى در عراق مناسبتر از هر زمان به شمار مىرفت: «با پيروى دقيق از اصول اسلامى مىتوان در برابر حكومت امپرياليستى غرب مقابله و جامعهاى عادلانه و مرفه ايجاد كرد.» اگرچه حضور نيروهاى بيگانه در عراق مردم را به عنوان «عراقى» به هم متحد كرد اما اين امر موقتى بود. اين ملت به ظاهر متحد با كوچكترين فشار به شكل سنى، شيعه و كرد دچار از هم پاشيدگى مىشود.[١]
اسلام در عراق از دو نظر براى ايجاد هويت مناسب است، براى مقاومت عليه «امريكايىهاى كافر» كه خاك اسلام را اشغال كردهاند، دوم به منظور تعيين هويت در خود جامعه. براين اساس، اهل سنت كه در زمان صدام حسين قشر حاكم بودند هراس دارند كه در عراق دمكراتيك از سوى اكثريت دو سوم شيعيان تحت فشار قرار گيرند.
[١] - يان بوروما، يك دموكراسى براى عراق، نيويورك تايمز، ٥ دسامبر ٢٠٠٤.