مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢١٩
نيازمند آن است كه در يك مرزبندى و سنگربندى جديد در سيستم ارتباطى «منطقهاى» و «جهانى» باز تعريف شود. نويسنده مقاصد و خصوصياتى را دو مرحله بلندمدت و كوتاهمدت براى تحقق اين مدل پيشنهاد مىكند. مواردى چون بازسازى نقش رهبرى سازمان ملل و توابع آن چون شوراى امنيت، ايجاد يك دادگاه حقوق بشر بينالمللى جديد، تأسيس نيروى نظامى مؤثر بينالمللى، تفكيك ميان علايق و منافع اقتصادى و سياسى و تأسيس پارلمان جهانى از جمله ويژگىهاى پيشنهادى در اين مدل هستند.[١]
٢. ساموئل هانتينگتون
هانتينگتون در تبيين روند تحولات دموكراسى از امواج دموكراسى بحث مىكند. اگر چه بحث از موجهاى دموكراسى منحصر به آرا و نوشتههاى هانتينگتون نيست.[٢] وليكن شهرت تقسيمبندى وى از امواج دموكراسى بيش از ديگران است. مقصود از موج دموكراسى سلسله تحولات و تغييراتى است كه در مدت زمان نسبتاً كوتاه و فشردهاى در نظامهاى سياسى جهان و در مناطق مختلف كه مشابهيكديگراند اتفاق مىافتد و تأثيراتى ويژه در روند دموكراتيزاسيون از خود به جاى مىگذارد.[٣]
هانتينگتون با يادآورى اين نكته كه تعيين تاريخ دقيق موجهاى دموكراسى شدن و برخاستن امواج برگشت آن، صرفاً يك تعيين شخصى و خصوصى است، تاريخ موجهاى دموكراسى را چنين بيان مىكند: نخستين موج طولانى دموكراسى شدن از سال ١٨٢٨ تا ١٩٢٦، نخستين موج برگشت مخالف از سال ١٩٢٢ تا ١٩٤٢، دومين موج كوتاه دموكراسى
[١] -Ibid ,p .٧٣٣ .
[٢] - براى مثال فليپ اشميتر( از متفكران كورپوراتيست) نيز در تقسيمبندى خود از چهار موج در روند دموكراتيزاسيون كشورها سخن گفته است.
[٣] - هانتينگتون موج دموكراسى شدن را چنين تعريف كرده است:« موج دموكراسى شدن عبارت است از يك سلسله گذارهايى از رژيمهاى غيردموكراتيك به دموكراتيك كه در زمانهاى خاص صورت پذيرفته و همچنين گذارهاى مشخصى را در همان زمان در جهت مخالفت به همراه آورده است». ر. ك: ساموئل هانتينگتون، موج سوم دموكراسى، ترجمه احمد شهسا( تهران: انتشارات روزنه، ١٣٧٣)، ص ١٨.