مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٧٤
«از نظر اسلام حاكم بايد مورد پذيرش مردم قرار گيرد و بدون مشاركت و همكارى مردم، حكومت اسلامى فاقد قدرت اجرايى خواهد بود و نمىتواند احكام اسلامى را اجرا كند. بر اين اساس پذيرش و آراى مردم شرط لازم و نه كافى براى تحقق عينى حكومت است.»[١]
وى بهترين راه براى انتخاب فقيه جامع الشرايط رهبرى را مراجعه مردم به خبرگان مىداند. صالحى نجفآبادى از هواداران ديدگاه انتخاب بر اين باور است كه رأى مردم در طول قانون خدا و ارزشهاى الهى قرار دارد: «حاكميت اصلى با قانون خداوند و ارزشهاى الهى است. قانون خدا كسى را لايقترين رهبر مىشناسد كه داراى اين ارزشها باشد و مردم بايد فردى را كه داراى ارزشهاى الهى است به عنوان لايقترين رهبر انتخاب كنند».[٢]
بنابراين در نظام مردمسالارى دينى و در پاسخ به پرسش چه كسانى حكومت مىكنند، دو شرط اساسى و ضرورى وجود دارد: يكى اعتقاد و التزام به آموزهها و باورهاى دينى و اسلامى و ديگرى منتخب مردم بودن است.
فرجام سخن
در اين نوشتار كوشيديم در دو بخش، يكى مؤلفههاى پايه و ديگرى شاخصها به توضيح مقصود خود از مردمسالارى دينى بپردازيم و با طرح پرسشهاى چندگانه تلقى و باور خويش از اين مفهوم را روشن و شفاف سازيم.
الف) مؤلفههاى پايه (نظرى)
* دين عهدهدار و مرجع تنظيم زندگى سياسى و اجتماعى است.
* مردمسالارى به عنوان يك روش حكومتدارى مورد پذيرش است.
* مشروعيت بر دو ركن، ارزشهاى الهى و جعل شارع به عنوان مشروعيت ارزشى و
[١] - به نقل از محمد تقى مصباح يزدى، محمد جواد نوروزى، نظام سياسى اسلام( موسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى چاپ دوم ١٣٨٠) ص ١٥٠.
[٢] - نعمت اله صالحى نجف آبادى، پيشين، ص ١٥٦.