مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٩٣
جاى قدرت خودكامه و خودسر، قدرت قانونى، آرمان ليبراليسم بوده است. از اينرو قانونگرايى، تفكيك قوا، رعايت حقوق بشر و حكومت مبتنى بر نمايندگى از اصول ليبراليسم محسوب مىشوند. ليبراليسم خواهان تأمين و رعايت حقوق برابر قانونى براى همه شهروندان قطع نظر از مذهب، قوميت، نژاد، طبقه و جنسيت بوده است. حقوق اساسى شهروندان از ديدگاه ليبراليسم عبارتند از: آزادى عقيده و انديشه، آزادى بيان، آزادى اجتماع، آزادى يا حق مالكيت، و آزادى مشاركت در حيات سياسى.
عناصر مهم ايدئولوژى ليبراليسم، بهطور خلاصه، مشتمل بر اين موارد است: حكومت محدود و مشروط از طريق تجزيه و تفكيك قوا؛ تكثّر گروههاى جامعه مدنى؛ بدبينى نسبت به حكومت بهعنوان شرّ اجتنابناپذير؛ اولويت آزادى نسبت به برابرى و عدالت اجتماعى؛ تمايز ميان حوزههاى عمومى و خصوصى؛ تساهل نسبت به عقيده و انديشه ديگران؛ مقاومت در برابر قدرت و حق مالكيت خصوصى. بهطور كلى ليبراليسم بر اولويت آزادى نسبت به برابرى و عدالت اجتماعى تأكيد دارد؛ يعنى آزادى را هدف اصلى و برابرى و عدالت را وسيله دستيابى به آن هدف مىداند. به عبارت ديگر نمىتوان به بهانه ايجاد برابرى و عدالت، آزادىهاى اصلى را از بين برد و يا محدود كرد.[١]
ليبراليسم نوعى نگرش فلسفى- فرهنگى و اقتصادى- سياسى جديد بود كه در صدد جدا كردن دو حوزه خصوصى (زندگى افراد) و حوزه عمومى (دولت) با محوريت انسان بهعنوان تعيين كننده و داور نهايى بود. به گفته آلوين، آنچه ليبراليسم را از ساير مواضع سياسى متمايز مىكند، تأكيد آن بر تعيين حدودى مشخص براى قدرت سياسى است.[٢] اگر مفاهيمى را به عنوان نقطه آغاز براى اين جريان قائل شويم شايد بتوان جنبش اصلاح دين را نقطه عزيمت ليبراليسم دانست. جنبش اصلاح دين در واقع، به زير سؤال بردن همه انواع قدرت و مرجعيت بود و با طرح مفهوم آزادى وجدان و اعتقاد به توانايى بىواسطه فرد در
[١] - بشيريه، حسين؛ آموزش دانش سياسى، ص ٢٤٧.
[٢] - اندرولوين؛ طرح و نقد نظريه ليبراليسم دموكراسى، ترجمه سعيد زيبا كلام، تهران، سمت، ١٣٨٠، ص ٤٠.