مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣٠٨
واژگان كليدى بحث را تبيين نموده و سپس به تشريح نارسايىهاى دموكراسى ليبرال پرداخته و آنگاه به توضيح زيرساختها و مؤلفههاى اساسى مردمسالارى دينى بهعنوان جبرانكننده كاستىهاى موجود در دموكراسى غربى اقدام خواهيم نمود.
اميد است با اين تلاش اندك، گامى در جهت دفاع از كيان نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران و برجسته نمودن «مردمسالارى دينى» بهعنوان محتواى اين نظام الهى- مردمى برداشته باشيم.
١- مفهومشناسى واژگان كليدى
١- ١- دين:
دين در لغت به معنى پاداش و جزا، راه و روش و آئين آمده است و در اصطلاح عبارت است از مجموعه گزارهها و آموزههاى دستورى و ارزشى (بايدها و نبايدها و شايدها و نشايدها) سازوارهاى كه درباره تبيين هستى و تنظيم مناسبات آدمى از سوى هستى پرداز از رهگذر وحى و نبوت و هدايت فطرى و عقلانى براى تمهيد كمال و تأمين سعادت بشر در دسترس او قرار گرفته است.»[١]
همانطور كه ملاحظه مىشود اين نوع تعريف از واژه دين، متعلق به انديشهورانى است كه به وجود خداوند يكتا اعتقادى راسخ داشته و دين را تنها يك نهاد مانند ديگر نهادهاى اجتماعى نمىبينند بلكه براى آن نقشى فراگير و گسترده قائلند كه همه ابعاد زندگى فردى و اجتماعى بشر را تحت تأثير خود قرار مىدهد.
دين كاملى مانند اسلام داراى سه بخش اصلى مىباشد كه بخش اول آن شامل اعتقاد به وجود خداوند يگانه و تسلط او بر تمام هستى و دادگرى مطلق وى است كه هيچگونه هوا و هوس و عبثى در آن راه ندارد.
[١] - رشاد، ع. ١، ١٣٨٠، دين و دموكراسى، فصلنامه كتاب نقد، شماره ٢١- ٢٠، ص ٢٢٣، تهران، دانش و انديشه معاصر.