مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٣٦
هيچ اهميتى ندارد.»[١]
ملاك دموكراسى در نزد ليبرالها قانونگرايى است، نه رأى اكثريت[٢] قانونى كه براساس رأى نخبگان تنظيم مىشود، نه براساس خواست عموم مردم. اين ملاك در نظامهاى انتخاباتى برخى كشورها از جمله امريكا و انگلستان قابل مشاهده است. براى مثال جرج دبليوبوش با رأى كمتر از ٢٥ درصد واجدين شرايط- در حالى كه رقيب او حائز تعداد بيشتر آرا بود- وارد كاخ سفيد شد. در سال ١٩٥١ نيز در انگلستان حزب محافظه كار با وجود كسب آراى كمترى از حزب كارگر، كرسىهاى بيشترى را در مجلس از آن خود كرد. در سال ١٩٧٤ چنين اتفاقى براى حزب كارگر رخ داد و توانست با وجود آراى كمتر كرسىهاى بيشترى را به خود اختصاص دهد.[٣] اين رخدادها به خوبى نشان مىدهند كه در ايالات متحده و انگلستان ملاك مشروعيت خواست اكثريت نيست.
در اينجا ذكر اين نكته در تبيين امكان جمع ميان دين و دموكراسى، لازم است كه دموكراسى به عنوان روش، برخلاف نظام استبدادى كاملًا انعطافپذير است و تحت تأثير فرهنگها، آداب و رسوم، قالب متناسب را پيدا مىكند. دموكراسى در تركيبش با فرهنگ ليبرالى، دموكراسى ليبرال را تشكيل مىدهد. از آنجا كه ليبرالها نيز فرهنگ واحدى ندارند، تنوع در دموكراسىهاى ليبرال را هم شاهديم؛ براى مثال دموكراسى ليبرالى كه در فرانسه حاكم است با آنچه در انگلستان هست، تفاوت دارد و هر دوى آنها با نظام امريكا متفاوتاند و در عين حال شباهتهاى فراوان آنها را هم نمىتوان ناديده گرفت. «دموكراسى لباسى است كه براساس قامت فرهنگى يك ملت و به دست همان ملت بريده و دوخته مىشود.»[٤]
بنابراين دموكراسى معناى متفق عليه ندارد. آنچه مهم است وجود معيارهاى اصلى
[١] - ميلتون فريدمن، سرمايهدارى و آزادى، ترجمه غلامرضا رشيدى( تهران: نشر نى، ١٣٨٠)، ص ١١.
[٢] - ر. ك: بشيريه، حسين، آموزش دانش سياسى،( تهران: نگاه معاصر، ١٣٨٠)، ص ١٣٣.
[٣] - ايوبى، حجت الله، اكثريت چگونه حكومت مىكند؟( تهران: سروش، ١٣٧٩)، ص ٦٠.
[٤] - ر. ك: جان استوارت ميل، تأملى در حكومت انتخابى، ترجمه على رامين( تهران: نشر نى، ١٣٦٩)؛ همو، رساله درباره آزادى، ترجمه جواد شيخالاسلامى( تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ١٣٥٨).