مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٣١١
به معناى مردم و «كراتيا» به معناى حاكميت تشكيل شده و روى هم رفته به معنى حكومت مردم مىباشد.
اگرچه امروزه اصطلاح دموكراسى كاربرد زيادى پيدا كرده است و استعمال آن در تداول عموم به صورتى روزمره درآمده است، با اين حال تعريف روشن و معينى ندارد و در عين جذابيت و سادگى داراى ابهامات زيادى است و تاكنون تعريف جامعى از آن در علوم سياسى صورت نگرفته است.[١]
دموكراسى در مفهوم ايدهآليستى آن، متضمّن توزيع عادلانه فرصتها و امكانات جامعه در ميان افراد مىباشد. ابوالفضل قاضى در تعريف دموكراسى مىگويد: «شايد بهترين عبارت براى مردمسالارى، حكومت مردم توسط مردم و براى مردم باشد.» در اين فرمول چگونگى شكل حكومت، عامل بوجود آورنده آن و هدف نهايى خلاصه شده است.[٢]
نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن اشاره شود اين است كه چون برخى از دانشمندان علم حقوق و سياست واژه مردمسالارى را به جاى دموكراسى به كار بردهاند نشان از نزديك بودن مفهوم اين دو واژه به يكديگر دارد و به كار بردن آنها را به جاى هم توجيه مىنمايد.[٣]
اين واژه بهعنوان يك انديشه سياسى و نيز نوعى مكانيسم و نظام ادارى جامعه از محدود مفاهيم سياسى ديرپاى فلسفه سياسى است و بهويژه در دو سده اخير شاهد رونق و ترويج اين فلسفه و نظام سياسى مىباشيم.[٤]
با قاطعيت مىتوان گفت بشريّت مدرن هنوز در استفاده از اين مفهوم جنجالبرانگيز و آرامش خيز، به اجماع نظر و توافق دست نيافته است.
«دموكراسى» حاكميت مردم است و از آنجا كه مردم به ندرت اجماع دارند،
[١] - مدى، م، ١٣٨٠، مردمسالارى دينى، فصلنامه كتاب نقد، شماره ٢١- ٢٠، ص ١٨٢.
[٢] - قاضى، ا، ١٣٦١، حقوق اساسى و نهادهاى سياسى، ج اول، ص ٧٥٨ و ٧٥٩.
[٣] - ر. ك: همان، ص ٧٥٢.
[٤] - اخوان كا ظمى، ب، امام خمينى( ره) و دموكراسى، فصلنامه كتاب نقد، شماره ٢١- ٢٠، ص ٥.