مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٢٨٤
شاخصه مهم نظريه مردمسالارى دينى توضيح مىدهيم.
الف/ ١. مرجعيت دين در امور سياسى- اجتماعى؛
منظور از دين در مردمسالارى دينى، آئين و شريعت اسلام است؛ اسلامى كه حضرت محمد (صليالله و عليهو آله)، پيامآور الهى، به بشريت معرفى كرد برخلاف ديگر اديان، دينى اجتماعى و سياسى است، نه صرفاً عبادى و فردى، به اين بيان كه بايدها و نبايدهاى اسلام در افق تحقق جامع خود علاوه بر زندگى خصوصى افراد، ديگر ساحتهاى وجودى آدمى را هم در برمىگيرد. آموزههاى اسلامى پر است از مفاهيمى كه بار سياسى دارد و مسئوليت دخالت در امور سياسى را بر عهده معتقدان و ايمان آورندگان به خود قرار مىدهد، مفاهيمى نظير: اطاعت از خدا، رسول و اولوالامر؛ جهاد، امر به معروف و نهى از منكر؛ خمس؛ زكات؛ رد طاغوت و .... اسلام فقط عبادت نيست، اسلام يك حكومت بزرگ به وجود آورده است، اسلام يك نظام است، يك نظام سياسى است، منتها، ساير نظامها از بسيارى از امور غافل بودهاند و اسلام از هيچ چيز غافل نيست؛ يعنى اسلام انسان را تربيت مىكند به همه ابعادى كه انسان دارد.[١] در اسلام، مذهب تنها محدود به قلمرو سرنوشت فردى و زندگى خصوصى نيست. بهطور كلى اسلام، متضمن نظارت بر ابعاد مختلف زندگى فردى و اجتماعى و سياسى است و احكام دقيقى درباره وجوه مختلف زندگى دارد. اسلام مكتبى است كه برخلاف ديگر مكتبها در تمام شئون فردى، اجتماعى، مادى، معنوى، فرهنگى، سياسى، نظامى و اقتصادى دخالت و نظارت دارد و از هيچ نكتهاى ولو بسيار ناچيز كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنوى نقش دارد، فروگذار ننموده است و موانع و مشكلات سر راه تكامل اجتماع و فرد را گوشزد نموده و به رفع آنها كوشيده است.[٢] بنابراين، در دين اسلام تجزيه وجوه مختلف زندگى مثلًا تفكيك حوزه خصوصى از حوزه
[١] - همان، ج ٥،( تهران: انتشارات سازمان مدارك فرهنگ انقلاب اسلامى، ١٣٦٩)؛ ص ١٠٧،( ٣٠/ ١١/ ٥٧)؛ بيانات امام خمينى در جمع گروهى از فرهنگيان.
[٢] - همان، ج ٢١، ص ١٧٦،( ٢٦/ ١١/ ٦١)؛ وصيتنامه.