مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٩٤
حس تشخيص و تميزى انجام دادهاند.[١]
با نقد و زير سؤال بردن گذشته توسط رشيد رضا و عدم ارائه الگو در مورد آينده اين امر باعث شده است كه در كشورهاى اسلامى غيرشيعى مسأله اسلامگرايى در تفكر معاصر بيشتر در برنامههاى «توسعه و رفاه» و يا «عدالت و توسعه» پيگيرى شود. كه بيشتر متمايل به الگوهاى غربى آن است. اين مسأله در كشورهايى چون تركيه و مالزى كاملًا مشهود است. حتى در ميان انديشمندان اهل سنت در بحث اسلام و دموكراسى پرفسور بسام طيبى صراحتاً اشاره مىكند: «فراسوى تعصب ايدئولوژيكى در بحث جهان شمول و گسترده دموكراسى غربى و فراتر از نام مخالف آن يعنى «دموكراسى اسلامى و عربى نمىتوان از سرچشمه دموكراسى در فرهنگى كه دموكراسى زاييده آن است چشم پوشيد.»
بسام طيبى سپس به اولين عرب مسلمانى كه در غرب تحصيل كرد يعنى امام الطهاوى اشاره مىكند. وى كه در ١٨٢٤ به پاريس رفته و در اروپا دانشجو شد وى در خاطرات خود از تحسين حكومت دموكراتيك كه در پاريس مشاهده كرده ياد مىكند.[٢]
حتى وى معتقد است براى تشكيل يك بنيان فرهنگى براى دموكراسى در جهان عرب معيار اسلام بايد به اخلاق اسلامى و دموكراسى محدود شود. ولى هرگز به يك حكومت شريعت محور اسلامى ارتقا نيافته است.
جاى اميدوارى اين جا است كه تلاشهاى نيازانديشى در اسلام با هدف اصلاح اسلام توسط خود اعراب روشنفكر صورت مىگيرد نخست ما نيازمند تمايز بين اسلام و اسلامگرايى و سپس درون اسلام سياسى، نيازمند تمايز بين اسلامگرايى جهادى و نهادى هستيم.[٣]
بسام طيبى مسأله دموكراسى عرب يا دموكراسى اسلامى را مرتبط با احياى اسلام معاصر مىداند. كه لازمهاش تمايز ميان اسلام در كل و اسلام سياسى براى يك دولت
[١] - پيشين، ص ٢٧ ٢٨.
[٢]
. Susanne fischer, naechste haltstelle: islam, fluter, dec, ٤٠٠٢
[٣] - سوزان فيشر، ايستگاه بعد: اسلام، دسامبر ٢٠٠٤.