مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٨٠
همپيوند دموكراسى و از معدّات تفكر سكولاريسم بوده است. ليبراليسم در معناى وسيع مجموعه روشها و سياستها و ايدئولوژىهايى است كه هدفشان فراهم آوردن آزادى هر چه بيشتر براى فرد است و اعتقاد به اينكه انسان آزاد به دنيا آمده و صاحب اختيار و اراده است و بايد مجاز باشد خود را به هر اندازه كه ممكن است به نحو آزاد پرورش دهد. ليبراليسم سياسى به آزادى فكر و آزادى عمل فرد تا مرز آزادى ديگران معتقد است و با طرفدارى از اصالت فرد بر اين باور است كه انسانها خردمندند و خرد ضامن آزادى فردى، و آزادى ضامن زندگى خردآميز است. سلب آزادى از سوى هرگونه عامل مخل و اعم از هر گونه اقتدار- چه دولتى و چه مذهبى- به معناى نقى خردمندى و نفى خردمندى، نفى آزادى است، لذا آزادى فردى ضامن مصالح عقلايى بشر است و بايد از ابتكار آزادى فردى و خصوصى پاسدارى كرد. در اين زمينه دين و مذهب هم در عرصه زندگى خصوصى مردم جاى مىگيرد و ليبراليسم براساس باور خود به تساهل و مدارا، معتقد به انتخاب آزادانه عقايد و عدم بازخواست مذهبى و عقيدتى از سوى دولت مىباشد. همچنانكه آزادى عقايد و مذهب و آزادى بىقيد و شرط در قلمروى انديشهها و عقايد سياسى و معتقدات مذهبى شرط پيشرفت و تكامل فرد و افراد اجتماع به شمار مىآيد و با شخصى و خصوصى اعلام كردن مذهب در حوزه حيات فردى، ديانت و مذهب را محترمانه از صحنههاى اجتماعى به عرصههاى فردى و خصوصى مىكشاند و منزوى مىكند.
ليبراليسم با شخصى كردن مذهب به تمايز بين مسائل عمومى و اجتماعى و ضرورت عدم دخالت در امور خصوصى افراد توسط هرگونه قدرت خود سرانه و استبداد طبقاتى، مذهبى و حزبى پرداخت و اعلام كرد كه حكومت يا دولت و يا هرگونه اقتدار ديگر نبايد در قلمرو خصوصى كه شامل زندگى اجتماعى، اقتصادى و مذهبى است دخالت كند و اين خود مصالح و منافع فرد مىباشد كه بايد راهنماى او در زندگىاش باشد و فرد بايد به دنبال تأمين منافع فردى خويش باشد. ليبراليسم با طرح انديشههايى مانند فردگرايى، انسانگرايى، عقل گرايى و ... زمينهساز پيدايش و تثبيت سكولاريسم گرديد.