مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٤٠
مثال بيتهام وبويل در كتاب دموكراسى چيست؟ كه به سفارش يونسكو نوشتهاند، همين ادعا را دارند. آنها هرگونه تلاش براى استقرار دموكراسى، بدون وجود ليبراليزم را محكوم به شكست مىدانند.[١] در برابر اين ديدگاه افرادى مانند آربلاستر معتقدند، بين اين دو ضرورتاً پيوندى وجود ندارد. زيرا ليبراليزم در برابر توتاليتار يانيسم و دموكراسى در مقابل خودكامگى است و حتى امكان دارد كه يك حكومت اقتدارگرا براساس اصول ليبرالى عمل نماييد و يك حكومت دموكراتيك، توتاليتر باشد.[٢]
برخى ديگر نيز اين تفكيك را كاملا منطقى مىدانند و اين باور را كه ليبراليزم لازمه دموكراسى است، رد مىكنند و آن را نادرست مىدانند و حتى شكلگيرى جامعه دموكراتيك دينى را فرآورده چنين انفكاكى مىدانند.
جامعه دموكراتيك دينى، جامعهاى [است] برخاسته از انفكاك منطقى دموكراسى و ليبراليسم. مخالفان دموكراسى دينى چنين قياسى در سر مىپرورانند كه دموكراسى عين ليبراليسم يا لازمه آن است و لذا ديندارى با دموكراسى قابل جمع نيست. اما مقدمه اول سقيم است و لذا قياس آن عقيم.[٣]
٣) مردمسالارى يك ارزش محض و مطلق است
در اين باور به مردمسالارى، دموكراسى خود در مقام يك ايدئولوژى عمل مىنمايد و داراى سلسله و نظام ارزشگذارى ويژه خود است و هرگونه مناسبات ارزشى ديگر مانند ليبراليسم يا سوسياليسم و اسلام را نفى مىكند. دموكراسى در اين قرائت، دموكراسى محض ناميده مىشود. در اين معرفتشناسى از مردمسالارى، مردمسالارى هدفى در خود تلقى مىگردد و قطع نظر از هر پيامدى، ذاتاً اصالت دارد.
... رهيافت دوم با مردمسالارى از زاويه فلسفه اجتماعى و ارزشهاى خاصى كه آن
[١] - ديويد بيتهام وكوين بويل، دموكراسى چيست؟، ترجمه شهرام تبريزى، جلد دوم، تهران: نشر ققنوس، ١٣٧٩، ص ٣٦.
[٢] - اربلاسترانتونى، ظهور و سقوط ليبراليزم غرب، ترجمه عباس مخبر، تهران: نشر مركز، ١٣٦٨، ص ١١٥.
[٣] - سروش، عبدالكريم، مدارا و مديريت، تهران: نشر صراط، ١٣٧٦، ص ٣٢٢.