مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٨٠
مىكنند از دموكراسى مستقيم و دموكراسى مبتنى بر نمايندگى سخن گفته مىشود. همچنين برحسب اينكه آيا دموكراسى تنها به برابرى سياسى افراد از نظر مشاركت در قدرت نظر دارد و يا بر برابرى اقتصادى مردم، دموكراسى ليبرال و دموكراسى سوسيال از هم جدا مىشوند. دموكراسى سوسيال نيز انواعى فرعى مثل دموكراسى صنعتى و دموكراسى صنفى داشته است.
همچنين تركيب ايدئولوژىهاى ديگرى مثلًا سوسياليسم يا مسيحيت با دموكراسى، اشكال خاصى از دموكراسى ايجاد كرده است.[١]
ساموئل هانتينگتون با قبول اختلاف نظر در مورد حقيقت دموكراسى معتقد است در تعريف دموكراسى دشوارىهاى جدى و ابهام برانگيز وقتى پا به ميان مىگذارد كه بخواهيم از منابع قدرت حكومت و يا مقاصدى كه حكومت در پيش دارد بهره بگيريم. وى در پيروى از نظريه ژوزف شومپيتر در باب دموكراسى (١٩٤٢) نظامهاى سياسى قرن بيستم را در دموكراتيك مىنامد كه قدرتمداران صاحب تصميم در آن نظام، از سوى مردمى آزاد كه حق رأى دارند و مىتوانند به درستى رأى بدهند و در انتخابات مرحلهاى شرافتمندانه و رقابتآميز و آزاد شركت جويند، انتخاب مىشوند. با اين تعريف دموكراسى دو بعد دارد: رقابت و مشاركت.[٢]
نتيجه اينكه دموكراسى در طول تاريخ از دموكراسى افلاطونى و ارسطويى تا دموكراسىهاى خلقى يا دموكراسىهاى موجود در قرن بيستم و بيست و يكم، و در كشورهاى مختلف دموكراسى قرائتهاى گوناگون دارد.
طرح مردمسالارى دينى
حال فارغ از مباحث فلسفى رابطه دين و سياست و يا رابطه دين و دموكراسى و نسبت
[١] - هانتيگتون، ساموئل، موج سوم دموكراسى، احمد شهسا، تهران، روزنه، ١٣٨١، صص ١٠- ٨.
[٢] - آر بلاستر، همان، صص ٣- ٢٢