مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١١١
بسيار راهگشا است. ايشان بر موضوع رضايت تودهها و اكثريت مردم تأكيد زيادى مىكنند و جلب رضايت و اعتماد آنان را ضرورى، مفيد، مشكلگشا و مقتضاى حق مىدانند و از والى خود مىخواهد راه موفقيت و خدمت را از طريق توده و اكثريت بجويد زيرا به تعبير ايشان:
«بىشك تودهها ستون فقرات جامعه دينى، تكيهگاه مكتب و وسيله شكست دشمنان مىباشند. پس بايد با آنها بود و بر آنها تكيه زد و به خواست و نياز آنها توجه كرد»[١] و «محبوب امور نزد زمامدار اسلامى، بايد مؤثرترين آنها در حق و فراگيرترين آنها در عدل و جامعترين آنها براى رضايت عامه جامعه باشد.»[٢]
از سوى ديگر از ديد امام (عليهالسلام) نظر اكثريت همواره موافق و مقارن با حق و حقيقت نيست، امام (عليهالسلام) پايه حكومت خود را بر پيروى از حق و اقامه آن نهاده بود و خود، محور و مفسر حق بود. از اين رو هرگاه اكثر جامعه از حق پيروى مىكردند پيشرو آنان بود، ولى اگر از حق سرباز مىزدند، او همچنان با حق بود و از جدايى اكثريت باطل بيم نداشت. همچنانكه به عمار مىفرمود:
«اى عمار، اگر ديدى على از راهى رفت و همه مردم از راه ديگر، تو با على برو و ساير مردم را رها كن. يقين بدان على هرگز تو را به راه هلاكت نمىبرد و از شاهراه رستگارى خارج نمى سازد.»[٣]
از اين بيانات مى توان استنتاج كرد كه دينسالارى مهدوى ومردمسالارى دينى ضمن احترام كامل به خواست مردم و نظر اكثريت و خرد و عقل جمعى، هيچ موقع فرد يا جمع را مقدم بر خدا و شريعت الهى نمىنمايند و ضمن رعايت چارچوبهاى اسلامى، به مصالح جمعى توجه مىكند و آن را بر خواست و مصالح فردى ترجيح مىدهد.
٩- تفاوت ماهوى با ليبرال دموكراسى در الهى دانستن مبانى عدالت
[١] - على بن ابيطالب( ع)، نهج البلاغه، ترجمه و شرح سيد علينقى فيض الاسلام، تهران:( بى نا) ١٣٩٢. ق، ١٣٥١. ش، نامه ٥٣، بند ١٣، ص ٩٩٦.
[٢] - همان، بند ١١، ص ٩٩٦.
[٣] - كنز العمال، ج ١٢، حديث ش ١٢١٢، چاپ حيدرآباد.