مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ١٠٥
ادعاهاى اصلى است و موضع حكومت بر مبناى لائيسم، نسبت به ديانت و مذهب، خنثى مىباشد و از منظر آنها حمايت و جانبدارى از يك مذهب به معناى دخالت در آزادىهاى فردى و مخدوش نمودن آزادى عقيده و ابراز عقايد است. سكولاريسم يا عرفى شدن و دنياپرستى و اصالت امور دنيوى در سرلوحه جهانىسازى ليبرال دموكراسى است. در حالى كه در حكومت جهانى مهدوى، بدون هيچ گونه مجامله و تعارفى، اسلام به عنوان آيين مطلق و برتر و متعالى به جهانيان معرفى مىشود و آنان آن را با جان و دل مىپذيرند. همچنان كه پيامبرصلىالله عليه و آله وسلم مىفرمايد:
«فرمانروايى او شرق و غرب عالم را در بر مىگيرد، خداوند به واسطه او دين خود را بر همه اديان غالب مىگرداند و در زمين خرابهاى باقى نمىماند و همگى آباد مىشوند.»[١]
در روايت ديگرى محمدبن مسعود در تفسير عياشى از رفاعه بن موسى روايت مىكند كه او گفته: از امام صادق (عليهالسلام) شنيدم كه در تفسير آيه: «وله اسلم من في السموات والارض طوعاً و كرهاً؛ اهل آسمانها و زمين مطيع و منقاد وى مىشوند، پارهاى از صميم قلب و پارهاى به اكراه»؛ فرمود: «وقتى قائم آل محمد قيام كند مكانى در روى زمين باقى نمىماند مگر اينكه كلمه طيبه «لااله الا الله محمد رسولالله» در آنجا به آواز بلند گفته مىشود.»[٢]
در همين راستا نيزاز پيامبرصلىالله عليه و آله وسلم روايت شده است كه خداوند در شب معراج به من يادآور شد: به واسطه قائم از خاندان تو زمين خود را با تسبيح و تهليل و تقديس و تكبير و تمجيد خود آباد مىسازم، و زمين را از دشمنان پاك مىسازم و دوستان خود را وارث آن مىگردانم[٣]
بر مبناى اين روايات و توضيحات مىتوان اذعان كرد كه دينسالارى مهدوى؛ دولتى جهانى و مبتنى بر آموزههاى وحيانى و دينى است. در عصر ظهور با پذيرش اسلام از سوى
[١] - شيخ صدوق، امالى، ص ٢٣١.
[٢] - مجلسى، مهدى موعود، ج، ٢ پيشين، ص ٢٢٤( به نقل از تفسير عياشى، ج ١، ص ١٨٣، ح ٨١).
[٣] - صافى گلپايگانى، منتخبالاثر، ص ١٦٨.