مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٧
بدين ترتيب، ايشان هم منتقد اصل و اساس دموكراسى غربى هستند و هم رژيمهاى دموكراتيك غربى را از واقعيت دموكراسى اصيل بيگانه مىشمردند و آنها را منطبق با آرمانهاى مورد ادعاى فلسفه دموكراسى نمىدانستند. باور امام (ره) بر مبناى تحقق دموكراسى اصيل در جامعه دينى است و بارها ايشان برترى حكومت اسلامى را بر دموكراسى يادآور شده و آن را دموكراسى درست و حقيقى خواندهاند و بر جامعيت و كمال حكومت اسلامى پاى فشردهاند.[١]
اما درمقايسه ليبرال دموكراسى با مردمسالارى دينى؛ بايد اذعان كرد كه دموكراسى در بهترين شكل و كارآمدترين صورت، تنها تأمينكننده مصالح مادى مردم است در حالى كه حكومت اسلامى علاوه بر اين، وظيفه اصلى خود را انسانسازى و بازسازى و ارتقاى امور معنوى مردم به شمار مىآورد و به عنوان اصلىترين مميزه خود با ليبرال دموكراسى؛ خدامدارى را جايگزين فردگرايى و انسانمحورى مىكند. تا جايى كه عدهاى از انديشمندان معاصر اسلامى، ترجيح دادهاند به جاى كلمه مردمسالارى دينى از واژههايى مانند «دينسالارى مردمى»[٢] و يا «دموكراسى قدسى»[٣] استفاده نمايند. همچنين اصل نسبيت اخلاقى و ارزشى و آزادىهاى منفىگونه دموكراسى غربى در انديشه حكومت اسلامى جايى ندارد و مردود است و آزادى تنها در محدودههاى اسلامى قابل پذيرشاست.
در مردمسالارى دينى، اصالت فرد و فردگرايى افراطى ليبرال دموكراسى نفى مىشود، البته در اين نحله حقوق و آزادىهاى فردى مانند حق مالكيت، تأمين جانى و مالى و ... جايگاه والايى دارند. در مردمسالارى دينى، ضمن احترام به حقوق فرد، جمع اصالت دارد و اين باور وجود دارد كه فرد هميشه قادر به تشخيص عقلانى مصالح خود نيست و آمدن شرايع الهى و پيامبران در حقيقت براى مساعدت به انسانها و جوامع صورت گرفته است تا
[١] - براى اطلاع بيشتر رك، بهرام اخوان كاظمى، دموكراسى و آزادى از ديدگاه امام خمينى، دانشگاه اسلامى، شماره ٩ و ١٠، تابستان و پاييز ١٣٧٨، ص ٩١- ٧٢.
[٢] - براى نمونه رك؛( آيت الله) محمد رضا مهدوى كنى،« مردم سالارى دينى يا دين سالارى مردمى؟»، پيام صادق، شماره ٤٤، آذر و دى ١٣٨١، ص ٦- ٢.
[٣] - براى نمونه رك؛ على اكبر رشاد، دموكراسى قدسى، تهران: مؤسسه فرهنگى دانش و انديشه معاصر، ١٣٧٩.