مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٦
به منابع اصيل اسلامى؛ الگوى دينسالارى سپهرى مهدوى را تا جاى ممكن ترسيم كرد.
گفتنى است بحث امكان يا امتناع تحقق دموكراسى در جوامع دينى از دير باز و حتى در يكى دو سده اخير همواره مطرح بوده است و انديشمندان بسيارى در اين زمينه به ارائه نظر پرداختهاند. برخى از روشنفكران مذهبى و روحانيان موافق با دموكراسى دينسالارانه با رويكردى درون دينى براى وفاق اسلام و دموكراسى تلاش كردهاند، محورهاى فعاليت و انديشه آنان عبارتاند از:
* سازگارى و بديليابى نهادها و كنشهاى دموكراتيك موجود فعلى با نهادهاى مدنى صدر اسلام (شورا، بيعت و ...)؛
* انطباق فلسفه سياسى دموكراسى با فلسفه سياسى حكومت در اسلام؛
* مشروط و محدود كردن دموكراسى غربى و تلقى آن به مثابه زير مجموعهاى از آيين اسلام و مندرج در آن؛
* پذيرش دموكراسى به مثابه يك نوع روش حكومت در اسلام؛
* تأويل مجدد مفاهيم دموكراتيك در سنت اجتهادى و تحليل زبانى اسلام.
از شارحان برجسته اين ديدگاهها در نزد اهل سنت مىتوان به كواكبى، عبده و حسن البناء اشاره كرد و از شيعيان علامه نائينى در اين زمينه صاحبنظر است. اين در حالى است كه اشخاصى مانند ابوالاعلى مودودى و منير الحسينى به شدت با هر گونه چارچوب نظرى تبيين دموكراتيك حكومت دينى مخالفت كردهاند.
امام خمينى (ره) نيز در باب دموكراسى و نوع اسلامى آن، آرا و انديشههاى مبسوطى را ارائه كردهاند. از جمله ايشان با فراست كامل معتقد به ابهام، تغيير و تلوّن مفهوم و رژيم دموكراسى بودهاند و با لحاظ برترى و وضوح اسلام و حكومت اسلامى نسبت به اين نحله فكرى و شكل حكومتى، نوع غربى آن را نفى كردهاند. به باور امام خمينى (ره)، پديده دموكراسى و آزادىهاى غربى، پديدهاى مصنوع، دستساز، سيال و در راستاى منافع غربىهاست، آنها همواره و فريبكارانه اين واژگان را به سود خود تأويل و تفسير مىكنند و