مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٤
افراطى اين نظام است.
امروزه ليبرال دموكراسى افزون بر انعزال سياسى تودهها با كاهش قدرت پارلمان، تبديل احزاب به بنگاههاى تجارى، كاهش نقش اپوزيسيون و بسترسازى مناسب براى ظهور توتاليتاريسم مواجه است و بىدليل نيست كه عدهاى صحبت از «فروپاشى الگوى اجتماعى دموكراتيك»[١] مىنمايند.
از سوى ديگر اعتقاد به نسبيت اخلاق و انسانمدارى بحرانهايى را به وجود آورده و زمينه فروپاشى و تباهى ليبرال دموكراسى را فراهم كرده است. بنابه اعتراف انديشمندانى مانند فوكوياما به نظر مىرسد كه ارزش اعتماد به منزله سرمايه گرانبهاى جامعه و روابط اقتصادى در جوامع غربى ليبرال رو به كاهش است.[٢]
گفتار سوم- مردمسالارى دينى ج. ا. ا. زمينهساز دينسالارى مردمى مهدوى
آنچه گفته شد تا حدودى ناتوانىها و تعارضهاى نظرى و عملى ليبرال دموكراسى را عيان ساخت؛ گرچه به هيچ وجه منكر پارهاى از شايستگىهاى آن نيست. طرفداران دموكراسى نيز معترف به اين معايب هستند ولى ادعا مىكنند كه اگرچه دموكراسىهاى غربى با تئورى دموكراسى محض فاصله زيادى دارند، اما دستكم به اهدافى كه تودههاى مردم در طول تاريخ مدنظر داشتهاند و به جامعهاى كه انسانها از نظر مادى در آرزوى رسيدن به آن بودهاند، نزديكتر هستند.
حتى اگر با خوشبينى اين ادعا پذيرفته شود، بنا به گفته انديشمندانى مانند آلن دوبنوا به هيچ وجه نمىتوان الگوى بحرانزده دموكراسى و تماميت آن را به منزله الگوى نهايى و
[١] - پيران، پرويز،« نگاهى به تحولات پايان قرن بيستم»، اطلاعات سياسى اقتصادى، شماره ١٠٢- ١٠١، بهمن، اسفند ١٣٧٤، ص ٧.
[٢] - براى اطلاع بيشتر رك به: مجتبى اميرى،« پايان تاريخ» و« بحران اعتماد» بازشناسى انديشه هاى فوكوياما، اطلاعات سياسى و اقتصادى، شماره ٩٨- ٩٧، مهر و آبان ٧٤، ص ١٣.