مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٩٣
مبحث دوازدهم- دموكراسى نخبهگرا مانعى بر سر راه مشاركت واقعى مردم
وجود (اليتها) نخبگان سازمان يافته و نيرومند در دموكراسىهاى امروز، موانعى بر سر راه مشاركت واقعى عمومى در زندگى سياسى به وجود آورده است تا جايى كه برخى از نظريهپردازان معاصر همانند «رابرت دال» دموكراسى را اصولًا چيزى بيش از تعدد و رقابت نخبگان به شمار نمىآورند. از ديد وى ديكتاتورى حكومت يك اقليت و دموكراسى يا پوليارشى، حكومت چند اقليت است ...»[١]
«ربرت ميخلز» نيز با نظريه قانون اليگارشى آهنين به توصيف حكومتها و از جمله نظام دموكراسى نخبهگراى پرداخته و جوامع را محكوم به قبول حكومت اقليت، متنفذ دانسته است. كنترل (اليتها) نخبگان بر تصميمگيرى سياسى در دموكراسى معاصر مانع از توسعه برابرى اجتماعى و اقتصادى نيز شده است. بدين شكل، مفهوم قديمى دموكراسى اكثريتى جاى خود را به دموكراسى اليتيستى داده است.
مبحث سيزدهم- نشانههاى بحران و انحطاط دموكراسى ليبرال در سده بيستم
در سالهاى دهه ١٩٦٠، كشورهاى پيشرفته صنعتى از جمله كشورهاى اروپاى غربى وارد مرحلهاى از پيشرفت شدند كه از ديد هواداران ليبرال دموكراسى دوران سعادت و رفاه اقتصادى، از ديد سياسى دوران حكومت عقل، مديريت، تخصص و پايان گرفتن تشنجهاى سياسى اجتماعى و از ديد منتقدان ليبرال دموكراسى دوران اسارت و از خود بيگانگى انسان و در نتيجه بىتفاوتى انسانها به مسائل سياسى و امور عمومى و از بين رفتن مشاركت آگاهانه و بالتبع پوچى و زوال درونى اين نظامها بود.
امروزه در نظامهاى ليبرال دموكراسى، مشاركت افراد در امور سياسى، ضعيف و محدود و يا بىمحتوا و صورى گرديده و با بىتفاوتى تودهها همراه شده است. روند اتمى شدن[٢] جوامع صنعتى و تنهايى انسان نتيجه منطقى ايدئولوژىزدايى، رفاه و ديوانسالارى و سكولاريسم
[١] - بشريه، حسين، جامعه شناسى، تهران: نشر نى، ١٣٧٤، ص ٧٦.
[٢] -Atomisation