مجموعه مقالات دومين همايش مردمسالارى دينى - جمعى از نويسندگان - الصفحة ٧٨
آيندهاى نامعلوم بلكه در عصر كنونى است.
نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن پاسخ به ماهيتشناسى الگوى ليبرال دموكراسى، واقعيت سرابگونه و معضلات نظرى و عملى آن را بيان كند و بر نهايى بودن مقصد آن براى رفع حرمانها و دردهاى بشرى خط بطلان بكشد؛ آنگاه اين الگو را تا جاى ممكن با مردمسالارى دينى در نظام جمهورى اسلامى و سپس با الگوى دينسالارى سپهرى مهدوى مقايسه نمايد و بر اين ادعا پاى فشارد كه همچنان الگو و آرمان نهايى جامعه فاضله بشرى در حيات طيبه حكومت حضرت مهدى نهفته است و بشريت با تحقق انتظارى فعال بايد در زمينهسازى و تحقق آن بكوشند.
در اين مقاله طى چهار گفتار؛ ابتدا مفهوم ليبرال دموكراسى و معايب آن بازكاوى مىشود، آنگاه با اعتقاد به اينكه انقلاب و نهضت اسلامى ايران زمينهساز حكومت جهانى حضرت مهدى (عج) است، نوع نظام مردمسالارى دينى ج. ا. ا. و تمايزات آن با ليبرال دموكراسى مطرح مىگردد، در گفتار اخير وضعيت دينسالارى سپهرى در حكومت جهانى مهدوى به گونهاى مقايسهاى با آن دو تشريح خواهد شد و بدين ترتيب مقاله حاضر به روايىسنجى دو الگوى مدعى نجات و ترقىبخشى بشرى خواهد پرداخت و پس از اثبات بىاعتبارى ليبرال دموكراسى در اين زمينه سرآمدى برترى آموزه طيبه مهدويت و دينسالارى سپهرى مهدوى را- به عنوان متمم مردمسالارى دينى- بيان مىكند.
سيرى در مفهوم و مبانى دموكراسى و ليبراليسم
مبحث اول- مفهوم دموكراسى
دموكراسى يا حكومت مردمسالارى كه در متون كلاسيك «حكومت مردم بر مردم و براى مردم» تعريف شده است، تلفيقى از دو لفظ يونانى «
Demos
» به معناى عامه مردم و «Kratos» به معناى قدرت، حكومت، اداره امور و حاكميت مىباشد كه امروزه به نام